تمرکز
یکی از مهمترین مباحث نتورک مارکتینگ FOCUS به معنای تمرکز است. از تمركز تعابير گوناگوني شده كه همگي مشترك المعنی هستند . منم سعي دارم معني اين واژه رو در اين صنعت بي نظير باز كنم اما با استفاده از مثالهاي واقعي كه تجربش رو داشتم و يا از نت وركرهاي ديگه ديدم و شنيدم . درصدي از اين عدم تمركزها به خود فرد مربوط ميشه و درصدي هم به اطرافيان كه شامل افراد داخل و خارج سيستم مي شوند . در هر كدام از شرايطي كه گفتم فرد مي تونه خودش رو از بي تمركزي نجات بده كه البته كار نسبتا سختيه و همانا اين همان نبرديست بين بيرون و درونت. (نيكولاس كانزانتزاكيس)
پيشنهاد من براي متمركز شدن در كار اينه كه تعريف و روش كارمون رو بدونيم يا از موفق ترها بپرسيم. آقايان خيلي از ماها كه داريم گيج مي زنيم و ادعا داريم كه فلان قدر ماهه يا ساله كه تو اين كاريم غافل از اينكه تو اين مدت تمركزي نبوده و شايد يك دهم اون مدت كاري صورت گرفته باشه.
با چند مثال مطلب رو باز مي كنم):مثالها رو مطالعه كنيد شايد...)
اول تعريف بي تمركزي:از كار دور شدن و انجام ندادن فعاليت لازم يا انجام ندادن اولويتها به هر دليلي- مادي يا معنوي
1- من 1 ماهه وارد كار شدم به غير از كتابهاي مقدماتي كتاب صفات بايسته...و 17 اصل و ليدر شيپ و...رو خوندم و از لحاظ رشد فكري خيلي عاليم و چند تا كتاب هم از وين داير و... گرفتم اونا رو هم مي خونم در ضمن هفته اي 2 يا 3 بار هم در جلسات آزمنديان شركت ميكنم و ...
ازش میپرسی تو اين 1 ماه كارو به چند نفر معرفي كردي؟ میگه: 4 يا 5 نفر!اينو كه میشنوی تا تهشو میری که چرا هنوز 1 به 1 !؟ بي تمركزي و ندونستن اولويت كاري. و يا شايد ترس از پرزنت گذاشتن و پنهان شدن در لفافه كتاب و جلسات به خاطر يه Objection كوچيك تو سرش . در هر حال مقصر غير از خودش بيشتر بالاسريهاشن. چون اون جوونه و تازه كار و کم اطلاع .
2- حتما يه چيزي توش هست كه نمي خواين ما بفهميم چرا نميزاريد ما هم ببينيم. شما فوت آخر نگه مي داريد!
اينار و آقا پسر گلي مي گفت كه تازه وارد شده بود و خيلي زياد انرژي داشت و واقعا يك گلادياتور بود اما تمركزش رو به خاطر گرفتن نفر اولش از دست داده بود و مي خواست آموزشهاي تكميلي رو ببينه. البته يادم نميره اولين روز آموزشش سي دي 3 رو كه تا دقيقه 29 ديديم گير داد بقيه اش چي پس و كلي جر و بحث. (متاسفانه خيلي از اين دوستان بعد از ديدن سي دي هاي تكميلي در زمان نا مناسب و به تنهايي دچار افت شديد كاري ميشن) برادران و خواهران خيلي از واقعيتهاي مهم و صحيح زندگي رو نميشه با يه بچه 4 ساله مطرح كرد كما اينكه %100 بد آموزي هم داره! پس تمركزتون رو از دست ندين و در هر لحظه كاري را كه از شما خواسته شده انجام دهيد كه اين لازمه اش گوش كردن به حرف بالاسريهاست.
3- ببين اينا بايد يه چيزي دست من ببينن بعد ميان تو كار و...
يارو هنوز يه قرون پورسانت نگرفته يه فالوي پول مشدي مي كنه (كه معمولا 7 روز طول ميكشه) يه گوشي خفن ميخره و منتظر ميشينه تا اطرافيانش خودشون بيان داخل كار! چرا. چون اون الان يه گوشي قشنگ داره كه خيليها ندارن. در واقع اين شخص در اصل چيزي به نام تمركز را نداره كه خوب البته اون رو هم خيليها ندارن.
4- اون طور كه خودش ميگفت تعادلش 30 بود و 30 نفر هم تو مجموعش بودن. من يه هفته اي مهمونش بودم تو اون يه هفته دمش گرم 4 تا پرزنت گذاشت. خودش ميگفت تقريبا 3 ماهه كار هر هفتشه و جواب هم گرفته.(اینو از دوستان شنیدم)
من تشويقش كردم و ازش در مورد پرزنتهاي مجموعش پرسيدم. گفت: من كاري ندارم خودشون بايد برگزار كنن من دارم پرزنت مي ذارم اونا هم بزارن و خلاصه بگم به كل تمركزش رو از كار مجموعه به كار خودش معطوف كرده بود. اينم يه نوع بي تمركزي و بي تعادليه!
۵- ببين داداش من اين كارو قبول دارم و ايمان دارم پول توشه اما الان براي كار كردنم احتياج به پول دارم پس در نتيجه ميخوام در كنار اين كار، كار ديگه اي انجام بدم تا پول دستم بياد. چون الان رو كارم تمركز ندارم!(صداي خنده...)
اينجا اين سوال براي من مطرح كه آيا در كار ديگري كه مي خواهي انجام بدي مفت به شما پول ميدن؟ مگه غير از اينه كه بايد وقت بزاري و بعد از 1 ماه حقوق بگيري؟ اصلا گيريم روز مزدي كار مي كني و همون ابتدا پولي مي گيري، آيا اين كار تو بدين معني نيست كه به پول در آوردن خودت در نتورک مشكوك شدي و ايمانت نسبت به خودت كم شده؟ مگه نميدوني اين كار نياز به ايمان داره؟! مگه نميدوني شك يك آفته؟! چون ايمان و تمركزت رو ازت به راحتي ميگيره!كسي كه مي خواد تو اين كار جواب چشمگيري بگيره بايد اصول اون رو رعايت كنه. البته بعضي از اين دوستان در جواب ما اشاره مي كنن به اين جمله معروف سی دی های اموزشی قدیمی كه:
"با مشكلات و مسايل امروز همين امروز بايد برخورد كرد". منم ميگم اين دقيقا يعني پاك كردن صورت مسأله!
چرا به جاي درست كار كردن، خودمونو به اون راه ميزنيم . خودمون هم مي دونيم چي كارهایی ميتونستيم و مي تونيم بكنيم ولي نكرديم يا نمي خوايم بكنيم.
۶- اين كار يه كار كاملا تيمي است، اما متأسفانه اكثر ما تمركزمون رو بر فردي كار كردن ميزاريم و با بي تمركزي و بي توجهي خودمون بعد از مدتی متوجه میشیم که اصلا تیمی در سازمانمون نداریم!
خوب تمام مطالب بالا مواردي هستن كه خطرناك و تمركز كشنده است. (البته زيباست كه دوستان در مورد راه حل ها با بالاسريها مشورت كنند!). محور تمام بي تمركزي ها ندانستن اولويتهاي كاري و عدم ارتباط موثر با بالاسري خوب و گوش كردن به نجواهاي درونيست . اين گونه افراد هيچ گاه موفق نمي شوند زيرا حاضر نيستند كارهايي را بكنند كه انسانهاي موفق قبلا انجام داده اند. اينها معمولا بدترين دشمنان خود هستند كه دائما در بيراهه بوده و ساده ترين راه موفقيت در تاريخ سرمايه داري را پيچيده و دشوار مي كنن.
هيچ چيز مثل شك به خود ، انسان را خسته و روان او
را تخليه و بي تمركز نمي كند!
«مارك يارنل»
روزها رازهايي درسينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود . آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است. عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدندو از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند باخود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند. امروز ، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي اورا با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
حماسهي عاشورا سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست،كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر است و نينوا سرزميني بي مانند براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است، واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب (س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهرهي گلگون عاشورا به نظاره مي نشينند.
شما آن چيزي هستيد كه باور داريد
یکی از مهمترین چیزهایی که قادر هستید در خود ایجاد کنید، باور و اعتماد به خود است. باور و اعتماد به اینکه شما در هر زمینه از زندگیتان توانایی انجام کارهای مختلف را دارید و نباید هیچ سایه ی شک یا تردید بر این باور وجود داشته باشد. در واقع همه ی انسانها ظرفیت انجام کارهای فوق العاده در زندگیشان را دارند. اما بزرگترین مانع برای اکثر افراد، عدم اعتماد و اطمینان به خود است. برخی افراد آرزو دارند که می توانستند کارهای خاصی را انجام دهند، اما فاقد این اطمینان و باور هستند که آنها توانایی انجام آن کارها را دارند.
این باور و اعتماد به نفس است که افراد را در دستیابی به اهدافشان یاری می کند. اکثر ما امیدها و آرزوهای بزرگی در سر داریم، اما به خود اجازه می دهیم تا شک و تردید روی توانایی ها و اثربخشی ما سایه بیفکند.
همه ی ما احساس حقارت و خود کم بینی داریم، چون تصور می کنیم آنقدرها خوب نیستیم. فکر میکنیم به اندازه ی آدم های دیگر خوب نیستیم و آنقدر خوب نیستیم که بتوانیم چیزهایی که در زندگی می خواهیم را به دست آوریم. گاهي احساس میکنیم که استحقاق چیزهای خوب را نداریم. حتی اگر سخت کار کنیم و دستاوردهای زیادی در زندگیمان داشته باشیم، احساس می کنیم که مستحق این موفقیت ها نبوده ایم.
قانون جهانی باور و اعتماد می گوید که ما به هرچه باور داشته باشیم، با احساساتمان تبدیل به واقعیت می شود. ما آنچه را می بینیم باور نداریم؛ در عوض آنچه را که باور داریم می بینیم. اعتقادات و باورهای ما صفحه ی دید ما را نسبت به جهان شکل می دهد، و به هیچ اطلاعاتی که با اعتقادات و باورهایمان سازگار نباشد اجازه نمی دهیم از آن عبور کند. حتی به آن دسته از اعتقاداتمان که کاملاً با واقعیت ناسازگارند نیز اجازه ی دخول داده نمی شود، چون واقعیت و حقیقت برای ما همان باورهایمان هستند.
متداولترین و همچنین مضرترین باورها آنهایی هستند که خود محدود کننده هستند. اینها باورهایی در رابطه با خودمان هستند، مثلاً اینکه اعتقاد داشته باشید نمی توانید چیزی را به دست آورید چون آموزش یا پول کافی ندارید. ممکن است تصور کنید که نمی توانید چیزی را به دست آورید چون سن، جنسیت یا نژادتان برای دستیابی به آن مناسب نیست. اکثر این باورها صحیح نیستند، با انحال باعث عقب نشستن شما میشوند.
واقعیت این است که، شما استحقاق همه ی چیزهای خوبی را که توانایی به دست آوردن آن را از طریق استعدادها و توانایی هایتان داشته باشید، دارید. تنها محدودیت بر آنچه می توانید داشته باشید و دارید، فقدان میل و انگیزه است. اگر شما هدفی داشته باشید و برای به دست آوردن آن تلاش لازم را صرف کنید، هیچ چیز نمی تواند شما را از دستیابی به آن منع کند، فقط باید بخواهید و برای آن تلاش کنید، همین.
برای ایجاد باورهای مثبت باید دقیق تصمیم بگیرید که در آینده به کجا می خواهید برسید. هرچه در مورد نتیجه ای که می خواهید در آینده به دست آورید واضح تر تصمیم گیری کنید، برایتان آسان تر خواهد بود که عملکردها و رفتارهای خود را در کوتاه مدت تغییر دهید. و این درعوض به شما اطمینان خواهد داد که در بلند مدت به آنچه میخواستید برسید.
وقتی خیلی دقیق تصمیم گرفتید که چه نوع آدمی می خواهید باشید، اولین گام بزرگ برای ایجاد باورهای جدید را برداشته اید. برای ادغام باورهای جدیدتان با زندگیتان، باید برای خود مقرراتی تعیین کنید که در همه ی زمینه ها مثل آن فرد رفتار کنید. اگر شروع به رفتار کردن مثل آن فرد موفقی که دوست دارید بشوید کنید، به تدریج ارزشها، کیفیات و خصوصیات شخصیتی او را اتخاذ خواهید کرد و این خصوصیات کم کم جزء شخصیت شما خواهند شد.
اگر بتوانید هر روز و در همه ی موقعیت ها مثل آن فرد رفتار کنید، واکنشی زنجیره ای خواهد داشت. گرایشات و حالت هایتان تغییر خواهد کرد و مثبت تر خواهد شد. همین مسئله باعث ایجاد باورهایی نیرومندتر و مثبت تر خواهد شد. و این باورهایتان بعدها تاثیری مثبت بر روی ارزشهایتان خواهد گذارد.
شما هیچ محدودیتی در توانایی هایتان ندارید، مگر آنهایی که خودتان به آن اعتقاد دارید. افراد موفق افرادی غیرعادی و خاص نیستند. هیچ فرقی با شما ندارند، تنها تفاوت آنها این است که باور دارند که قادر به انجام هر کاری هستند. شما خوب هستید. و از امروز به بعد خود را به بهترین شکل ممکن بینید و هیچ محدودیتی برای امکانات و توانایی هایتان قائل نشوید. وقتی چنین باور و اعتمادی را در خود ایجاد کردید، و برطبق باورهایتان رفتار کردید، آینده تان نیز نامحدود خواهد بود.
اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد
! چالشهای بزرگ کار تیمی بزرگ می طلبد، و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری تؤام با همدلی است. توجه کنید که نگفتم همکاری، زیرا همکاری تؤام با همدلی بسی فراتر از همکاری است. همکاری یعنی اینکه با توافق با یکدیگر کار کنیم. همکاری تؤام با همدلی یعنی اینکه با دل و جان با یکدیگر کار کنیم. اعضای تیم های همدل عالمی دیگر دارند. هر یک از آنها با جانمایه ای به تیم می پیوندند که مناسبات را تحکیم می بخشد و بر نیروی آن می افزاید. حاصل جمع کار تیم همدل از حاصل جمع کار تک تک آن بیشتر است. چهار تحول باید رخ دهد تا همکاری اعضای تیم همدلانه شود:تحولی در برداشت و بینش:
"به اعضای تیم به چشم همکارانی همدل بنگرید نه به چشم رقیب"از آنجا که هر کسی هدف و آرزو دارد، و رؤیایی در سر می پروراند، میخواهد که توفیق یابد. اما اعضای همدل تیم یا تیم همدل به جای رقابت مکمل یکدیگر می شوند.آنها که خود را اندام های یک پیکر می دانند و هیچ گاه نمی گذارند که کار رقابت به جایی بکشد که تیم را فلج سازد.
نگرش:
"به اعضای تیم بدگمان نباشید، پشتیبانشان باشید"این نگرش به ما بستگی دارد، به این معنا که دیگران را با حسن نیت بدانیم مگر اینکه عکس آن ثابت شود. اگر به مردم اعتماد کنید رفتارتان با آنها بهتر می شود و اگر رفتارتان بهتر شود، پایه همکاری صمیمانه و تؤام با همدلی گذاشته می شود.
کانون توجه:
"به جای خود تیم را در کانون توجه قرار دهید"کاوت رابرتز می نویسد: "پیشرفت حقیقی در هر زمینه ای با همدستی و همیاری حاصل می شود نه با یک دست." اگر اعضای تیم را هم به حساب آورید، می توانید به گاه ضرورت به جای اینکه به تنهایی توپ را به دروازه برسانید، پیش پای یکی از اعضای تیم خود پاس کنید.
به نتیجه بیندیشید:
"به اتفاق پیروز شوید" با همکاری، همدلی و اتفاق، کارهای بزرگ می توان کرد. اگر خود را دست تنها بگذارید، بسیاری از کارها ناتمام می ماند و بسیاری از فرصتها از دست می رود. همکاری تؤام با همدلی، چند را چندان می کند زیرا مهارت شما با مهارت دیگران جمع می شود.آیا با دل و جان همکاری می کنید؟ ممکن است که اخلالی در کار تیم ایجاد نکنید اما این به آن معنا نیست که به نفع تیم کار می کنید. آیا برای اعضای تیم خود همکاری به ارمغان می آورید و بر حاصل کار آنها می افزائید؟ آیا کاری می کنید که بر تلاش و کوشش دیگران افزوده شود؟
به این فکر باشید که همه برنده شوند:
معمولا وقتی با جان و دل با دیگران همکاری می کنید خودتان برنده می شوید، دیگران برنده می شوند، تیم هم برنده می شود. سراغ کسی بروید که در تیم شماست و پیش از این او را رقیب خوبش می دانسته اید. حال راه حلهایی بیابید که اطلاعات خود را مبادله کنید و با یکدیگر طوری کار کنید نفع آن هم به شما برسد و هم به تیم.
مکمل دیگران باشید:
راهی دیگر برای همکارمؤثر پیوستن به کسی است که او ضعف های شما را نداشته باشد و شما ضعف های او را. کسانی را بیابید که از لحاظ دانش و تبحر مکمل شما باشند و با هم کار کنید.
مصلحت تیم را از مصلحت خود فراتر ببینید:
عادت کنید که مصلحت تیم بیندیشید. برای مثال، این بار که در جلسه ای شرکت می کنید که برای حل مسأله ای تشکیل شده است و هر کس راه حلی پیشنهاد می کند، به جای افاضه کلام، از خود بپرسید که اگر در جلسه حضور نداشتید چه نتیجه ای بدست می آمد. اگر در جریان گفتگو، بدون حضور شما، بهتر پیش می رفت، میدان را برای دیگران باز کنید.
در پایان خدمت دوستانی که نسبت به ما نظر لطف دارند و گاهی با نظرات ما را مورد....وبی مهری قرار میدهم بگویم که دلیل اپدیت نشدن وبلاگ یکی مشکل اینترنت منطقه ماست که چند ماهی است به وجود امده ودیگر ایام امتحانات است و بنده هم دانشجوی رشته ی مکانیک دانشگاه ازاد هستم و کسانی هم که درس میخوانند میدانند که ترم ۳ به بالا یعنی چی؟انشا الله بعد از امتحانات به طور مداوم در خدمت شما خواهیم بود . پش خواهشا نسبت به دیر اپدیت شدن وبلاگ از خودتان نظر ندهید و ديگر براي ما حاشيه نسازيد . البته فقط این هفته بود که بین مطالبم ۱ هفته تاخیر به وجود امد وگر نه من هر ۳ روز یکبار را حداقل اپدیت میکنم . خدمت ان دوستانی هم که نسبت به ما لطف دارند ( البته از اون نظر منفیش دارم عرض میکنم که مدیران وبلاگ ها معمولا میدانند من چه میگویم ) عرض کنم :
خوشحالم میبینم که وبلاگم اینقدر مهم شده که خاری شده برای چشم شما ها که تا چند روز اپدیت نمیکنیم برای ما نظر میگذارند که بالاخره تو هم اف شدی و ....ولی بعد دوباره ضدحال میخورند و....اینو در گوشتان فرو کنید که" مرجع وبلاگ های وست ویژن " یا VVROYAL (پادشاه وست ويژن) بيدي نيست كه با اين باد ها بلرزد . مرجع وبلاگ ها ديگر عقاب هاي وست يا وست ويژن تاپليدرز يا فتح بهشت نيست كه كم بياره . دوستاني كه مرا از نزديك ديده اند شايد كمي با اخلاق خاص بنده اشنا شده باشند .ولي من اين را براي انهايي ميگويم كه مرا نميشناسند .من حالا حالا حا وست ويژني هستم و وست ويژني باقي ميمانم و خوشحالم كه اولين تجربه ي نتورك من با وست ويژن اغاز شد تا مثل خيلي هاي ديگه نتورك زده نشوم .اگر هم روزي بخواهم نتورك را كنار بگزارم مانند بعضي ها نيستم كه نمك بخورم ونمكدان بشكنم .برام دعا كنيد تو امتحاناتم موفق بشوم.
عید غدیر؛ روز ولایت مبارک

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.( سوره مائده آيه 3)
عيد سعيد غدير خم
واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
روش ایجاد اعتماد
چیزی که تازگی ها توی مجموعه ها زیاد می بینیم اینه که خیلی ها دارن تنها کار می کنن و وقتی ازشون میپرسی که چرا تنهائی، بهت می گن که فلانی اینجوریه یا اونجوریه و خلاصه خیلی قشنگ خودشون رو توجیح می کنن. آره دقیقا بازم بحث تیم و تیم ورکه! میدونید دو حالت وجود داره:
1- یا بالاسری شما و یا direct شما آدمی هست که حداقل به اندازه شما بخواد توی این سیستم رشد کنه که خوب چه بهتر! می تونید در کنار هم، سریعتر و بهتر به هدفهاتون برسید.
2- و یا زیرمجموعه و یا بالا سری شما زیاد دل به کار نمی ده و مثل شما زیاد خودشو درگیر کار نمی کنه که اونوقت باید بهتون بگم که این وظیفه شماست که اونقدر اونو به سود برسونید که بفهمه و بیشتر وقت بذاره.
اما در هر دو حالت اینو باید قبول کنید که اگر می خواهید رشد کنید باید با کمک بالاسری و زیرمجموعه هاتون این کار رو انجام بدید. یکی از مسائلی که باعث میشه خیلی ها در مجموعتون دل به کار ندن اینه که اونها به تیم و به شما که رهبر تیم هستید اعتماد ندارن، یعنی مطمئن نیستن که اگه خودشونو بدست شما بدن حتما موفق میشن. یک مطلب در مورد روش ایجاد اعتماد در تیم از کتاب" رهبری" نوشته جان ماکسول براتون گذاشتم که فکر می کنم که خیلی به دردتون بخوره:(حتما بخونیدش!!!)
روش ایجاد اعتماد
رهبری بر اعتماد استوار است
سابقه رهبر از حیث موفقیت و شکست در اعتبارش اثر چشمگیر دارد. وقتی رهبر مرتکب لغزش می شود زیردستان متوجه می شوند. مسئله این است که آیابه لغزش و اشتباه خود اعتراف می کنیم یا نه. اگر خطای خودمان را بپذیریم به سرعت اعتبار از دست رفته را به دست می آوریم. من شخصا به این نتیجه رسیده ام که رهبر هر قدر هم که سابقه رهبری داشته باشد نمی تواند به رأی و نظر همکاران بی اعتنا بماند.
رهبر برای ایجاد اعتماد باید مظهر سه صفت باشد: لیاقت، رابطه و منش. کارکنان لغزش های اتفاقی را، به شرطی که بر اساس توانایی رهبر باشد و او را در حال رشد و بالندگی ببینند، می بخشند. اما به کسانی که در منش خود مرتکب لغزش می شوند اعتماد نمی کنند. لغزش در حوزه منش و کردار پی آمد های مرگبار دارد (شاید با یک حرف یا حرکت اشتباه همه چیز رو خراب کنید). همه رهبران کارآمد این واقعیت را می دانند. رئیس هیئت مدیره PEPSI COLA می گوید: "کارکنان لغزشهای صادقانه را تحمل می کنند، اما اگر به اعتمادشان آسیب برسانید دیگر به سختی می توانید اعتماد آنها را بدست آورید. این دلیل دیگری است برای اینکه اعتماد را سرمایه ای گرانبها بدانیم. می توان سر رئیس خود را شیره مالید، اما هرگز نمی توان سر همکاران و زیردستان را شیره مالید."
ژنرال نورمن شوارتسکف نیز از اهمیت کردار و منش سخن می گوید: "رهبری آمیزه ای است از راهبرد و منش. اما اگر قرار باشد یکی از این دو را نداشته باشیم، بهتر است قید راهبرد را بزنیم."
منش زبان دارد و حرف میزند منش رهبران خیلی چیزها را به پیروان می فهماند
1 -
شخصیت نماد ثبات رأی و استواری عقیده است: رهبرانی که شخصیت لازم را ندارند روز به روز اعتماد دیگران را از دست می دهند زیرا دمدمی هستند و نمی توانند کارها را به ثمر برسانند. جری وست، از بزرگان انجمن ملی بسکتبال آمریکا، معتقد است: "اگر انسان در روزهایی کار کند که همه چیز بر وفق مراد است، در عمرش کاری از پیش نمی برد."اگر همکاران و کارکنان ما ندانند از ما به عنوان رهبر چه توقعی باید داشته باشند، به مرحله ای میرسند که از ما ناامید می شوند.آیا وقایع سالهای آخر دهه 1980 را به یاد دارید؟ چند تن از رهبران برجسته مسیحیت به سبب ناهنجاری های اخلاقی سکندری خورده و سرنگون شدند. نداشتن استواری و انسجام اخلاقی، توان رهبری را از آنها گرفت. آن وقایع سبب بدنامی همه کشیش ها بین مردم آمریکا شد، زیرا مردم به همه رهبران کلیسا، صرف نظر از سابقه آنها بدبین شدند. منش مخدوش رهبران سرنگون شده، پایه های رهبری آنها را نیز ویران کرد.2- شخصیت نماد ظرفیت و توانایی است:
جان مورلی می گوید: "هیچ انسانی نمی تواند از قلمرو شخصیت خود جلوتر برود."
رهبری در توضیح مسأله می گوید: "اعتماد با حرف حاصل نمی شود. اعتماد وقتی حاصل می شود که نتیجه لازم بدست آید، آن هم با شرافت و درستکاری، به طوری که بیانگر احترام به کسانی باشد که با آنها کار می کنیم." اگر رهبر شخصیتی نیرومند داشته باشد، افراد به او اعتماد می کنند و با اعتماد به توانائی وی استعدادشان شکوفا می شود. به این ترتیب نه تنها پیروان به آینده امیدوار می شوند بلکه به شدت به خودشان و به سازمان معتقد و وابسته می گردند.
3- شخصیت، احترام می آورد:
وقتی کسی شخصیت لازم برای رهبری را ندارد، احترام دیگران را هم نمی تواند جلب کند. رهبری آن هم از نوع پایدار، به شدت وابسته به احترام است. اما رهبر چه طور سزاوار احترام می شود؟ با گرفتن تصمیم های بی نقص، با پذیرش لغزشهای خود، و با اولویت دادن به هر آنچه صلاح سازمان و پیروان است و حتی ترجیح دادن آن مصلحت ها به مصلحت خویش.
صفات و کردار خوب در میان پیروان اعتماد می آفریند، اما وقتی رهبر اعتماد شکن می شود باید تاوان بی اعتمادی حاصل را بپردازد و آن تاوان چیزی نیست جز از دست دادن توان رهبری.
هیچ رهبری نمی تواند پیوند اعتماد مردم را بگسلد و انتظار داشته باشد مردم باز هم به حرفهای او توجه کنند. اعتماد شالوده رهبری است. اگر اعتماد افرادتان را از دست بدهید کارتان به عنوان رهبر تمام است.
قابل توجه اعضاء گرامی :
به اطلاع می رساند که بخش آموزش زبان انگلیسی پلان فرهنگی از امروز راه اندازی شده است و برای ثبت نام اعضاء آماده می باشد . برای ثبت نام در این بخش می توانید از دفتر شرکت ای کارت تهیه کنید . لازم به ذکر است که محصول آموزشی آموزش زبان انگلیسی در پلان فرهنگی به زودی از طریق جی بانک نیز به فروش می رسد و شما می توانید با مبلغ جی بانک خود ای کارت تهیه و در بخش آموزشی ( زبان انگلیسی ) ثبت نام نمایید.
منبع : سایت رسمی شرکت

