تبليغاتX
مرجع وبلاگهاي كمپاني وست ويژن اينترنشنال
87/04/18 ساعت 2:26

انتقاد یا ...

 قبل از هر چیز اعلام می کنم که در این پست قصد اهانت به هیچ کس ندارم و نظر تمامی دوستان برای من محترم است و فقط قصد اعلام نظر خودم را دارم.

 دوست عزیزمان در وبلاگ "وست ویژن خرم آباد" مطلبی تحت عنوان "از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران" نوشته اند و طی آن مروری داشتند به نظرات بعضی از بازاریابان شرکت وست ویژن. نظراتی که در پی یک سوال با منظور قبلی مطرح شد و البته در همان موقع هم بنده شدیدا با انجام این کار مخالف بودم و آن را اقدامی برای سوء استفاده های شخصی می دانستم که حال بر همه ثابت شده که این گونه بود و این اقدام در جهت تخریب وست ویژن صورت گرفت و نه در جهت تصحیح ایرادات و نقص های احتمالی.

اما علت اختلاف بنده این نبود که بخواهم نکات منفی و نقایص وست ویژن پوشانده شود و یا همه بگویند به به عجب شرکت خوبی و ...  بلکه علت مخالفت من با برگزاری آن نظر سنجی این بود که نقد و انتقاد اصول و قواعدی دارد و هر کسی نمی تواند فعالیت های شخص دیگری را به راحتی نقد کند.
اما در مورد
عملکرد آقای دکتر بابائی مدیرعامل محترم شرکت بین المللی وست ویژن:

 اولا باید افرادی به نقد بنشینند که اطلاعاتی بیش از ایشان در مورد نت ورک مارکتینگ و تجارت الکترونیک و اینوست منت داشته باشند:
  متاسفانه ما ایرانی ها عادت داریم پس از 2 یا 3 ماه فعالیت در یک زمینه ی خاص کاری خود را دانا تر و فهمیده تر از همه در مورد این کار بدانیم. برای مثال وقتی شخصی در مورد فعالیت مدیرعامل وست ویژن چنین می نویسد "کار نت ورک را به کارکرده نت ورک می سپردم." مشخص است که جزء همین افراد است و در مورد موفقیت های تکرار ناپذیر دکتر بابائی در نت ورک مارکتینگ ایران و تحولاتی که تلاش های ایشان برای نت ورک ایران و وست ویژن ایجاد کرده هیچ نمی داند، یا وقتی شخص دیگری در نظرات اعلام می کند "اصول اولیه و ابتدایی نت ورک را اّموزش عملی می دیدم! برای این کار یه خرید توی وست زیر دست یک لیدر میزدم و یکسال واقعا طبق اصول نتورک کار میکردم" مشخص است که اصلا واژه ی نت ورک مارکتینگ را از پایه و اساس اشتباه متوجه شده و لیدرهایی که با چند سال فعالیت در شرکت هایی مانند وست ویژن اطلاعات و آگاهی هایی در مورد نت ورک مارکتینگ کسب کرده اند را با کسی که برگزار کننده ی کلاس های آموزشی برای همین لیدرها بوده و خود دکترای نت ورک مارکتینگ دارد و طراح 4 پلان قدرتمند و موفق برای شرکت وست ویژن بوده است، مقایسه می کند.

البته همان طور که گفتم این تنها و تنها تقصیر این افراد نیست بلکه کوتاهی همین لیدرهای ارجمند( لیدرهای گرامی که با تمام وجود برای مجموعه ی خود فعالیت کرده اند خود را در این جمع نشمارند، منظور من با افرادی است که خودشان خوب می دانند چه کرده اند) است که باعث شده بیش از 60% وست ویژنی ها حتی از برگزاری کلاس های آموزشی برای لیدرها توسط شرکت وست ویژن و به خرج آقای دکتر بابائی بی اطلاع باشند.

 اما مورد دوم این است که نقد کننده باید اطلاعاتی جامع و دقیق از ریز فعالیت ها و حرکات مدیرعامل و اعضای شرکت داشته باشد و در صورتی که اطلاعات فرد کامل نباشد مشخص است که حتی خیلی از فعالیت های درست و مثبت را هم منفی می بیند:
 مشخصا فردی که می خواهد فعالیت مدیرعامل یک شرکت را نقد کند باید اطلاعاتی جامع و دقیق از تمامی تلاش های او داشته باشد و در جریان تمامی فعالیت های او و شرکت قرار بگیرد. برای مثال: دوستی نوشته بودند "از اول سنگ بزرگ برنمی داشتم که حالا از پسش بر نیام به جای مقایسه خودم با شرکتهای ناتوان با شرکتهای توانا رقابت می کردم" که مشخص است این فرد اصلا در جریان شکل گیری و رشد وست ویژن و اقدامات آقای دکتر بابائی نبوده و اصلا روند پیشرفت شرکت از روز تاسیس را ندیده است. یا در موردی دیگر فردی نوشته" باعرض سلام خدمت شما من اگر جای شما باشم پلن سیلور را جمع نمیکردم چون کسانی هستند که واقعا پای کارند یا اینکه حداقل کالاهای جی بانکی رازودتر به دست بازاریابان میرساندم و تکلیف پورسانت های نقد نشده را روشن می کردم و یک شماره تماس به بازاریابان می دادم حالا شما میدانید با وجدان خودتان"

کاملا مشخص است که این فرد به علت عدم آگاهی کامل از فعالیت شرکت و آقای دکتر بابائی چنین تصوری داشته که دکتر می خواهد پلان سیلور را جمع کند. یا در مورد دیگر نمی دانسته که در اسفند 1386 بیش از 15 نوع محصول با قیمت های عالی در سبد خرید جی بانک قرار گرفت و از ماه پیش افراد می توانند جی بانک خود را تبدیل به پکیج زبان انگلیسی نمایند و به فروش برسانند و در واقع آن را نقد کنند. در مورد شماره تماس ایشان نمی دانسته که لول در نت ورک چه معنی دارد و اشکالات احتمالی لیدرهای خود را متوجه شرکت کرده و...

 اما مسئله ی سوم رعایت انصاف و پرهیز از هر گونه غرض ورزی است:
 یکی از مهم ترین ویژگی های شخصی که می خواهد نقد انجام دهد این است که از هر گونه غرض ورزی بپرهیزد و منصفانه نقد کند. ما در نمونه هایی به طور واضح نقد های با غرض را می بینیم:

"ما که خرجمون از پلان سیلور در اومد و رفتیم بانک زدیم و دانشگاه هم آوردیم
شما هم بروید فکر نون کنید که خربوزه آبه!"
"روزی که جیک جیک مستونم بود فکر زمستونمم بود"

البته نمونه های زیاد دیگری نیز وجود دارد.

نقدکننده باید اهداف فردی را که می خواهد از فعالیت او نقد داشته باشد، بداند:

 ممکن است در مورد یک موضوع خاص نقد کننده برداشتی اشتباه داشته و اصلا اهداف فردی را که از او نقد می کند در مورد آن موضوع خاص نداند. آن گاه است که نقد او به بیراهه می رود. مثلا در یکی از موارد بالا دوستی از تصمیم دکتر بابائی برای جمع کردن پلان سیلور صحبت کرد. در صورتی که آقای دکتر هرگز چنین قصدی نداشته اند و با شفافیت از ادغام دو پلان سیلور و گل طی چند ماه آینده صحبت کرده اند.

مسلما موارد زیاد دیگری هم وجود دارد که می تواند به اصول یک نقد درست اضافه شود ولی مطمئنا با موارد مطرح شده در ارتباط است.
در پایان چه کسی حاظر است به چنین سخنانی پاسخ می دهد؟ اصلا تا به حال کدام وعده ی غیر عملی ای از مدیر عامل وست ویژن شنیده اید؟ تا آن جایی که به یاد دارم آن چه گفته شده انجام پذیرفته،
 
مگر مواردی که سخنان دکتر توسط اعضا دستخوش تحریف شده.
ضمنا اگر ما اعضای وست ویژن نتوانستیم محصولات و تکنولوژی های شرکت را به فروش برسانیم آیا این مشکل هم از وست ویژن و مدیرعاملش است؟ مگر نه این که ما بازاریابیم؟ کدام یک از ما درباره ی تکنولوژی هایی که وست ویژن ارائه داده اطلاعات کسب کردیم و مقاله خواندیم و ...

بد نیست که یک کمی هم منصف باشیم

منبع : اصفهان مسترز تیم

نوشته شده توسط ARTIN | لينک ثابت | موضوع:  
87/04/13 ساعت 0:35

و ما همچنان مصمم و قوی پشتیبان وست ویژن خواهیم بود

 دکتر بابایی:به زودی کالایی منحصر به فرد و با بازاری گسترده به وسعت ۵ قاره به محصولات قابل فروش شرکت اضافه خواهد شد.

آیا این گفته مدیر عامل را یادتان می آید؟ این جمله شما را به چه زمانی باز می گرداند؟

 بله درست حدس زدید!
 سال بحران های وست ویژن و سال اثبات حقانیت شرکت در مواجهه با خطراتی که آرمان های شرکت را تهدید می کرد.همایشی که با برگزاری آن دشمنان قسم خورده آقای بابایی دست به دهان ماندند و شگفت زده شدند.
 در آن روزهایی که کمتر کسی فکر می کرد  شرکت بتواند از بحران به وجود آمده سالم بیرون بیاید دکتر بابایی نوید روزهای خوشی را برای بازاریابان داد.اما حتی در همان روز در بین حضاری که در آن جا حضور داشتند باور این حرف برایشان کمی مشکل بود و آن را دروغ بزرگ می نامیدند.ولی کسانی که ذره ای مدیر عامل با شهامت شرکت را می شناختند به قول او اطمینان داشتند.
 این حرف ها و سخن ها ادامه داشت تا روزی که از طرف شرکت اعلام شد "همایشی برای معرفی سیم کارت بین المللی وست ویژن برگزار خواهد شد".هیجان و نوعی خوشحالی عجیبی در بین بازاریابان شرکت موج می زد که همه آن در روز برگزاری همایش در محل برگزاری به نمایش گذاشته شد.
 یادتان می آید همه با خود می گفتیم :از حالا به بعد مرد و مردونه می چسبیم به کار و با افتخار می گوییم ما وست ویژنی هستیم.
 ولی افسوس که این همه هیجان به قول معروف سرابی بیش نبود.درست در همان تیرماه همزمان با بسته شدن سایت برای انجام بعضی تغییرات عده زیادی هم برای همیشه بسته شدند...
 همان کسانی که در روز برگزاری همایش خود را سرباز وست می نامیدند تبدیل به دشمنان وست ویژن شدند.و دکتر بابایی خوب می دانست که عده بیشتری هستند که باید شرکت را رها کنند.ولی در این بین کسانی بودند که واقعا به آرمان های شرکت ایمان داشتند.و همه ما خوب می دانیم که آقای بابایی برای رسیدن به هدف خود که همان شرکتی عاری از افراد سود جو و منفعت طلب است تلاش می کندو من ایمان دارم که ایشان به هدفشان خواهند رسید.
 در این روز ها می شنویم که افراد به اصطلاح مورد اعتماد و لیدرهای قدیمی از شرکت می روند و به قول خودشان بعد از چند ماه بیکاری به شرکت دیگر می پیوندند .ولی صد افسوس به حال آن شرکتی که این افراد بی تعهد جذب آن شدند.کسی که به شرکتی که در آن به نان و نوایی رسیده خیانت می کند چگونه می تواند به شرکت جدید خیانت نکند؟
 ولی همه این اتفاقات می تواند باعث خیر شود و شرکت را روز به روز به آرمان خود نزدیک تر کند.

 و ما همچنان مصمم و قوی پشتیبان وست ویژن خواهیم بود

منبع : اصفهان مسترز تیم

نوشته شده توسط ARTIN | لينک ثابت | موضوع: اخبار شرکت وست ویژن 
87/04/10 ساعت 13:13
نوشته شده توسط ARTIN | لينک ثابت | موضوع: اخبار شرکت وست ویژن 
87/04/07 ساعت 1:10

در دیاری که همه به جان هم افتاده اند، یک چیز و فقط یک چیز یافت نمی شود و آن هم عدالت است

این روزها ما زیاد نبودیم، یا بهتر بگویم اصلا نبودیم . هر چند که همیشه و حتی میتوانم بگویم هر شب از طریق شبکه اینترنت به نمایندگان جامعه وست ویژن نگاهی می انداختم و کم و بیش جویای اوضاع و احوال امور شرکت بودم . خیلی ها بر ما خرده گرفتند که چرا نیستی و چرا دیگر نمی نویسی. نبود ما دو دلیل عمده داشت . اول به خاطر خود مجموعه بود و دوم که بسیار هم مهمتر بود از آن جهت که دیگر نایی برای نوشتن نبود. در این حدودا یکسالی که تيم ما شروع به کار کرد آنهایی که قدیمی ترند حتما تصدیق می کنند که آنچه در اين تيم  بود تنها از سر ساپورت مجموعه و کار نبود بلکه از سر عشق بود. عشقی که در هر پست وبلاگ موج می زد. آنچه که بر صفحه وبلاگ نقش می بست از دل بر می آمد و فکر کنم دقیقا به همین خاطر بود که خیلی زود هم بر دل بسیاری از علاقمندان و دوستداران وست ویژن نشست و حتی سبب تشویق مدیریت شرکت نیز شد.

 من به کسی کار ندارم ولی خودم همیشه عادت دارم که هر کاری که می کنم ، چه آن کار را تنهایی انجام می دهم و یا اینکه می پذیرم که وارد گروه و یا تیم ورکی شوم، مسئولیت آنرا حداقل برای خودم ، تنهایی بر عهده بگیرم . چرا که اعتقاد دارم حتی اگر هم کسی خواسته باشد که مرا بفریبد و یا به قول معروف سر مرا کلاه بگذارد، من باید از قبل تحقیقاتم را می کردم و جوانب کار را کامل می سنجیدم. حال که کار را قبول کردم آنقدر برای خودم احترام قائلم که حتی اگر هم سرم کلاه رفته باشد، تاوان اشتباه خود را بدهم و بگویم که در درجه اول خودم اشتباه کردم . این موضوع آن هنگام که بحث به سمت کار گروهی و تیم ورک کشیده می شود بیشتر خود را نشان می دهد .

در هر تیم ورکی مسلما، هم آدم خوب است و هم آدم بد. هم آدم معتمد و صادق است و هم ادم مغرض و بد ذات. هم نقاط قوت است و هم نقاط ضعف . اگر قرار باشد که به هنگام برخورد با مشکلات و یا حتی فروپاشی، همگی تقصیرات را به گردن این و آن بیندازند، که کمال بی خردی و نادانی است. چه اگر این همه تقصیر وجود داشته است و بروز کرده است و اتفاقا حتما هم گردن یک یا چند نفر خاص بوده است، این سوال پیش می آید که اصلا چرا مجموعه تا آن زمان جلو رفته است؟ و یا اینکه شماهایی که سعی در مقصر نشان دادن هم دارید، اگر راست می گویید چرا در آن هنگام که قصورات را دریافتید و به آنها پی بردید، فرد خاطی را اصلاح نکردید؟ و یا اینکه چرا آن را از تیم بیرون نینداختید؟ و یا اینکه اصلا چرا خود نرفتید؟ پس مسلما همه چیز آنچنان نبوده که اکنون بازگو می کنید.

امروز شاهد آن هستیم که در این مجموعه بزرگ کسانی هستند که موافقند و کسانی هم هستند که نسبت به روند اجرایی شرکت مخالفند. و اتفاقا مخالفان از دل همین خانواده و لیدر های دیروز بوده اند. اگر منتقدین و مخالفینی که امروز باتمام قدرت و اطلاعات شرکت را می کوبند از خارج مجموعه بودند، وضعیت کاملا فرق داشت. اما این نکته که معترضان از خودی های سابق بوده اند بسیار جای تامل دارد. بگذارید از همین الان خیالتان را راحت کنم که هم اکنون که در حال نوشتن این تحلیل هستم هیچگونه منافعی در وست ندارم که بخواهید فکر کنید برای آن، اینگونه می نویسم . و یا اینکه از آن دسته از آدم هایی نیز نیستم که اگر قصوری باشد، آن را انکار کنم . به همین خاطر می گویم که وجود این معترضان که آمار نشان داده است در طول این 6، 7 ماه تعداد آنها نیز در حال افزایش بوده قابل انکار نیست . پس نمی توان گفت که نیست و یا نبوده . اما به نظر من چند نکته قابل تامل است.

اول آنکه شاید این بازاریابان مشکل داشتند و به قول شرکت خائنند و با اینکه در وست منافع خوبی داشته اند و به نهایت رفاه رسیده اند ، اما چشم طمع آنها کور نشده و در پی خراب کردن شرکت و لیدر های دیگر بوده اند تا مجموعه های خود را در یک نت دیگر شیفت کنند، و یا حتی نه، هم در اینجا کار کنند و هم در یک نت دیگر. و کلا در یک کلام این بازاریابان بوده اند که خائن بوده اند. البته اگر کسی واقعا اینطور خیانت کرده باشد و از وست به پول خوبی رسیده باشد و بعد به آن خیانت کرده باشد، بعید به نظر می رسد که دیگر بخواهد مخالفتی بکند. چرا که اصولا مخالفت را کسانی می کنند که دلسوخته باشند نه دلسیر.

 شاید هم اینگونه باشد که این بازاریابان دلسیر نبوده اند. بلکه آمده اند و در وست ویژن زحمتی هم نکشیده اند، بلکه همینجوری به قولی فله ای زده اند و به پولی رسیده اند و بعد کم کم مجموعه شان خوابیده است و حال که طعم شیرین پول یک بار زیر زبانشان آمده ، و دیگر از آن طعم خبری نیست دست به افشاگری و اعتراض می زنند. البته فکر کردن راجع به این مقوله نیز خالی از لطف نیست ولی عقل سلیم می گوید انسان برای امور (سنگ مفت ، گنجشک مفت) اعتراض نمی کند. چراکه برای آن زحمتی نکشیده و یا به عبارتی ارزش و اعتباری را خرج نکرده که هم اکنون بخواهد ناراحت آن باشد و اعتراض بکند. پس این طرز تفکر نیز چندان جالب به نظر نمی رسد.

شاید هم بازاریابان از آندسته از آدم هایی بودند که آمدند و واقعا زحمت کشیدند و عرق ریختند و همه کاری برای شرکت کردند و همه نوع فداکاری انجام دادند و شرکت هم هیچ کاری نکرد و یا اصلا کاری بلد نبود و همه کارها را بازاریابان کردند و آن هنگام که داشتند به سود می رسیدند شرکت زد پشت کله شان و دیگر نگذاشت که آنها پورسانت بگیرند و هم اکنون داد انها بر آسمان رفته که چرا؟ و هر روز شرکت را مقصر این امر می دانند. و البته عکس این قضیه هم هست . یعنی شاید شرکت همه کار ها را انجام داده . همایش گذاشته ، دفتر نمایندگی باز گذاشته، سیم کارت آورده ، قانونی شده و .... و بازاریابان هیچ کاری نکردند و همین زحمتی جهت ساخت و ساپورت مجموعه نکشیده اند و همینجوری زیر آنها خرید می خورده و به قولی داشتند مفت خوری می کرده اند که به یکباره باز شرکت زده پشت کله شان که نه. دیگر بس است و چنین و چنان .... نمی دانم . قضاوت با خودتان . اما آنچیزی که عقل حکم می کند آنست که هیچکدام از موارد بالا نمی تواند توجیه مناسبی برای رفتارها و واکنش های امروزه ی شرکت و بازاریابان باشد . شاید یک شکل دیگر دیگر هم وجود دارد. شاید، هم شرکت در روند اجرای سیاست های درست فروش در مقوله نتورک مارکتینگ و سیاست گذاری های ابتدایی در مجموعه ها و ساپورت تاپ لیدرها و ... ضعف داشته و هم تاپ لیدرها و لیدرها و بازاریابان نتوانسته اند آنطور که باید و شاید از عهده این امر خطیر برآیند و به قولی در کنار زحماتشان کمی هم از قاعده ( فله ) استفاده کرده اند و کمی هم در حق مجموعه هایشان کم لطفی کرده اند و پول هایی را ( البته به مقدار بسیار کم ) بالا کشیده اند . و یا اینکه اصلا در ابتدا شرکت با همین لیدرها در روند اجرای سیاست های مجموعه داری مشورت می کرده و همه چیز با مشورت هم انجام می شده و به قولی دست ها همه در یک کاسه بوده و اکنون که دیده شده آن سیاست ها جواب نمی دهد برای همدیگر شاخ و شانه می کشند. شاید هم همه چیز در ابتدا خوب بوده ولی پس از مدتی باند بازی شده و عده ای عمدا و یا سهوا کنار گذاشته شده اند و شاید هم ....

 می بینید  بسیار آسان است . آوردن احتمالاتی که هر کدام می تواند مدعیانی داشته باشند و از آن دفاع کنند. اما من با این حرف ها کاری ندارم . حرف من اینست که وقتی جایی به مشکل بر می خورد که عده ای دیگر نمی توانند کار کنند دیگر مهم نیست که چه بوده . حتی اگر کلاه برداری محض بوده . چون مخالفت و اعتراض به چیزی که تا دیروز با تمام قوا سنگش را به سینه می زدی ، به نظر من یعنی حماقت. یعنی زیر سوال بردن خود. چرا که هم شماها می دانید و هم من که این مشکلاتی که شماهامیگویید به یکباره اتفاق نیفتاده بودند. پس چرا تا الان چیزی نگفته بودیم . چرا پس حق عدل و انصاف را رعایت نکردیم و از مشکلات دم نزدیم و حال که کارد به استخوانمان خورده صدایمان درآمده است؟ من نمی خواهم بگویم شرکت مشکلات ندارد. بلکه می گویم زیاد هم دارد. اما می گویم وقتی می بینی که دیگر نمی توانی ادامه بدهی فقط برو. همین . نه دادو بیداد کن نه اعتراض. چون تنها شان و شخصیت خود را پایین آوردی و گروهی را هم سر در گم که (بالاخره ما نفهمیدیم فلانی کدام طرفیه؟) اصلا میدانی چه مشکلی است ؟ مشکل اینست که اگر ما الان آن تعادل 30000 بودیم و به همان هفته ای 500000 تومان قانع ، هنوز هم دم از مشکلات نمی زدیم . چراکه در هر حالتی این مقدار نصیبمان می شد. البته این را هم باید بگویم که جایی که حتی تعادل 30000 هم می رود ، یعنی حتما یک مشکلی وجود دارد. پس می بینید. همه مقصرند . اصلا همه مان مقصریم . هر یک به نوعی و هر یک به اندازه مسئولیتمان . اگر سعی کنیم کمی منطقی تر به اوضاع نگاه کنیم شاید از این قسم برخوردها دیگر نباشد. شاید اصلا مشکلی پیش نیاید و یا اگر هم هست سریع مرتفع گردد که به اینجا ختم نشود.


موفق و مويد و پيروز باشيد...

 

نوشته شده توسط ARTIN | لينک ثابت | موضوع: اخبار شرکت وست ویژن