چگونه دیگران را نصیحت کنیم؟
خیلی
گستاخانه است که بخواهیم درمورد طریقه نصیحت کردن، نصیحتتان کنیم اما درمیان
گذاشتن ایده ها، نظرات و تجربیات همدیگر به این طریق می تواند بسیار مفید باشد.
نصیحت خوبی که به درستی منتقل شود واقعاً ارزشمند است اما برای بد رساندن پند و
اندرز به کسی راه های زیادی وجود دارد.
باید یاد بگیریم که اگر میخواهیم کسی را نصیحت کنیم، اینکار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم چون به این طریق همیشه مورد احترام اطرافیانی قرار می گیریم که به واسطه نصیحت های ما فهم، اعتماد به نفس و کنترل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا کرده اند.
برای اینکه
کسی را به درستی نصیحت کنیم، کلید کار
دانستن تفاوت بین درددل منفعل و درخواست فعال است. وقتی کسی از شما برای
پند و اندرز، کمک می خواهد، باید طوری به این موقعیت نزدیک شوید که مربیان زندگی
به کارشان نزدیک میشوند. یعنی نه با جواب دادن سوالها، بلکه با پرسیدن سوال های
درست.
اگر می
خواهید بدانید که چطور باید بهترین نصیحت و اندرز را به اطرافیانتان ارائه کنید،
به راهنمایی های زیر توجه کنید:
درددل و
گوش کردن
درددل کردن
تجربه ای ارضاءکننده است. چند روز است که مسئله ای فکرتان را مشغول کرده است و به
طور ناگهانی سر درددلتان برای یکی از دوستان باز می شود. فقط درمورد آن موضوع سر
صحبت را باز کرده اید اما این عمل به تنهایی فکرتان و روانتان را تصفیه می کند و
حتی راه حلهایی هم پیش رویتان قرار می دهد. بعد، دوستتان اشتباهات کارتان را به
شما نشان می دهد و به شما می گوید چه باید بکنید و او اگر جای شما بود چه میکرد.
نصیحت
زمانی بهترین تاثیر را دارد که طرف مقابل خودش از شما بخواهد. بدترین نصیحت هایی
که در عمرتان شنیده اید یا به کسی داده اید، نصیحت هایی است که بدون تقاضا مطرح
شده اند. تقاضا مهمترین بخش فرایند کشف است و بهتر است به دوستتان اجازه دهید خودش
درمورد مشکلاتش از شما کمک بخواهد و درغیراینصورت بهتر است که توصیه ها و نصیحت
هایمان را برای خودمان نگه داریم.
این مسئله
به خصوص اگر طرف مقابلمان خانم ها باشند اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر میخواهید خانمی
را در کارهایش راهنمایی کنید بهتر است اجازه بدهید خودش از شما بخواهد آنوقت
شنونده ای حامی و سنگ صبور باشید و صبر کنید تا طرفتان خودش نظرتان را جویا شود.
اگر چنین اتفاقی نیفتاد، می توانید از او سوال کنید که "نظر من را می
خواهی؟" و بعد منتظر جواب او بمانید.
سوال
پرسیدن
اگر از شما
خواسته شده که نصیحت کنید و پند بدهید، و می خواهید مقدس و همه چی تمام جلوه
نکنید، موثرترین راه این است که سوال بپرسید، چون:
- به او این امکان را می دهد که راه حلهایی برای خود پیدا کند و تصمیمات و نتیجه آنها را تحت کنترل خود درآورد.
- به شما این امکان را می دهد که از دادن پاسخی که ممکن است نادرست باشد یا آمادگیش را نداشته باشید، جاخالی دهید.
- قدیس و واعظ جلوه نخواهید کرد چون وانمود نمی کنید که همه پاسخ پیش شماست
با اینکه هیچ فرمول قدم به قدمی برای سوالهایی که باید
بپرسید وجود ندارد اما باید بتوانید این پرسشها را در قالب پنج پرسش کلیدی، چه
چیز، چه وقت، چرا، چه کسی، و چطور نگه
دارید. این سوالات اگر خاص و صریح باشند و پاسخی که به آنها داده می شود هم به
همان اندازه صریح باشد، بهترین فرصت را برای تاثیرگذاری در اختیارتان قرار می دهد.
برای مثال، این داستان رادر نظر بگیرید: دوستتان نگران این
است که شاید دوست دخترش معتاد شده باشد، و از شما می خواهد کمکش کنید که آیا باید
این مسئله را با کسی درمیان بگذارد یا نه.
چه چیزی: او چه کاری
انجام داده که باعث شده فکر کنی که مشکلی دارد؟ فکر می کنی به چه موادی اعتیاد
دارد؟ آیا درمورد مسائل کوچک دروغ می گوید؟ آیا چیزی را از شما پنهان می کند؟
چه کسی: وقتش را با چه
کسی می گذراند؟ آیا تو این افراد را می شناسی؟ وقتی به فکر درمیان گذاشتن این
مسئله با دیگران می افتی، چه کسانی به ذهنت می رسند؟ آیا با آنها در این مورد صحبت
کرده ای؟
چرا: چرا فکر می
کنی که باید مشکل را با دیگران درمیان بگذاری؟ قبل از اینکه اینقدر پیشروی کنید
آیا با خودش صحبت کرده ای؟ آیا مستقیماً از خودش پرسیده ای؟ از دوستانش چطور؟
چطور: تصور کن که
بقیه راهم از این موضوع باخبر کردی، فقط عده دیگری را در این مسئله درگیر و نگران
کرده ای، بدون اینکه حتی مطمئن باشی که چنین مسئله ای صحت دارد. آنها را وارد این
اتاق می کنی و به دوست دخترت به دروغ می گویی که می خواهی جای دیگری بروی.
چه زمان: فکر میکنی کی
اینکار باید انجام شود؟ فوراً؟ آیا او وارد موقعیت های خطرناکی شده است؟ اگر موضوع
را با خودش درمیان گذاشتی و او همه چیز را انکار کرد چه؟
در قسمت قبل از افرادی صحبت کردیم که با اعتبار کسب کرده از وست ویژن به شرکتی دیگر رفتند و در آن جا آغاز به کار کردند، در صورتی که تا روز آخر حضور در وست ویژن هم خود را یک وست ویژنی متعصب نشان می دادند. این در حالی بود که در ماه های آخر حضور خود در وست ویژن به طرق مختلف و به صورت پنهانی تبلیغاتی منفی بر علیه وست ویژن انجام می دادند.
البته
مشخص است که این افراد با پیش گرفتن این سیاست ها تصمیم داشتند تا آخرین
لحظه استفاده ی خود را از وست ویژن ببرند و بعد جدا شوند. کاملا مشخص است
که هیچ اتفاقی فقط و فقط یک مقصر ندارد و مسلما در تغییر نظر و موضع این
افراد اشتباهات و اشکالاتی از طرف شرکت وست ویژن هم دخیل بوده ولی مگر ما
اعضا نیستیم که باید کمک کنیم تا شرکتی که در آن فعالیت می کنیم هر روز
بهتر از دیروز شود و نقایص آن بر طرف شود؟
کسی
که در جلسات رسمی شرکت وست ویژن حضور پیدا می کند و پس از جلسه تعدادی از
شرکت کنندگان را برای پرزنت در شرکتی دیگر می برد و در حین برگزاری جلسه
هم بر علیه وست ویژن صحبت می کند نمی تواند هدف رفع نقایص داشته باشد و مسلما قصد او تخریب وست ویژن است.
اما این افراد از تخریب وست ویژن چه سودی می برند؟
خوب همان طور که می دانید این افراد برای رسیدن به منافع شخصی خود وست ویژن را تخریب می کردند. در واقع بر علیه شرکت و فعالیت های دکتر بابائی صحبت می کردند تا دید افراد را نسبت به وست ویژن منفی کنند و تلاش داشتند و دارند تا در دیدگاه افراد تزلزل ایجاد کنند و در نهایت این افراد را به طرف خود و شرکت جدیدی که در آن فعالیت می کنند بکشانند.
اما هرگز به این نکته دقت نکردند که افراد
با ایمان و معتقد به وست ویژن و آقای دکتر بابائی هرگز با تبلیغات منفی آن
ها نسبت به وست ویژن و جناب دکتر بابائی بدبین نمی شوند و با اطمینان کامل به کار خود ادامه می دهند و ضمنا به این نکته هم توجه نکردند که با این کار در واقع شخصیت خود را زیر سوال می برند
نه شرکت وست ویژن را و این تزلزل بزرگ در نظرات و عقایدشان افراد را به
این فکر وا می دارد که از کجا معلوم دو روز دیگر بر علیه شرکت جدید هم
نگویند و شرکتی دیگر معرفی نکنند. البته افراد سود جو این کار را به دفعات
انجام داده اند و متاسفانه بعضی از افراد ساده لوح هم هر بار به دنبال آن
ها و برای به سود رساندن آن ها به دنبالشان رفتند. مسلما همه ی شما وست
ویژنی ها نمونه ی بارز این مورد را می شناسید.
در هر صورت وست ویژن به طور کامل غربال شد و افرادی از این شرکت جدا شدند که شاید هیچ کس هرگز تصورش را هم نمی کرد و البته افرادی هم ماندند که شاید هیچ کس تصورش را نمی کرد. در پایان بد نسیت بدانید آقای دکتر بابائی بیش از 90% این رفتن ها و ماندن ها را پیش بینی کرده بودند و تا حد زیادی می دانستند چه اشخاصی می روند و کدام ها می مانند.
منبع : اصفهان مسترزتیم

