به
دکتر
در
حتما تا به حال راجع به آنتونی رابینز و موفقیت های بی نظیرش خوانده اید.حتما آقای جیم ران را میشناسید و کتاب جادوی کار پاره وقت او را خوانده اید. آنتونی رابینز از افرادی است که استاد بزرگ جیم ران نقش بسزایی در رشد و پرورش او داشته است.به تازگی کتابی را مطالعه میکردم که در آن شروع این رابطه و دستاوردهای آن مطرح میشد. نکته جالب این که همه چیز در دنیا بر اساس قانون جاذبه است. در این ماجرا درسهای بسیاری برای من نهفته بود. من ایمان دارم که مطالعه این مطالب میتواند برای هر کسی که خواهان رشد و پیشرفت است بسیار موثر باشد.از این رو تصمیم گرفتم این ماجرا را در وبلاگ برایتان بنویسم.
در این کتاب آنتونی رابینز پسر ۱۷ ساله ایست که در آرزوی رشد و پیشرفت به هر کاری دست میزند و هر راه به ظاهر دشواری را امتحان میکند.روزی تونی داشت به مردی کمک میکرد که می خواست به قصر تازه سازش نقل مکان کند. تونی کنجکاو شده بود. از مرد پرسید که چگونه توانسته این همه پول به دست آورد و سه خانه مجلل برای خود بسازد. آن مرد برای تونی شرح داد که در گذشته وضع بسیار بدی داشته تا اینکه روزی در سمینار جیم ران شرکت کرده است.
در دهه ۱۹۷۰ جیم ران یکی از سخنوران معروف و محبوب بود. کلمات جیم ران آن مرد را تشویق کرد که تغییرات عظیمی در زندگیش پدید آورد. تونی مجذوب داستان زندگی آن مرد شد و دلش میخواست راجع به جیم ران بیشتر بداند.او در یک خانواده فقیر زندگی میکرد. از اولین شغل هایش سرایداری بود ودر محیطی با حد اقل امکانات رشد کرده بود.و پدر مادرش از هم جدا شده بودند.
فقط یک معجزه میتوانست وضعیت زندگی او را تغییر دهد و او را به یک فرد موفق، نظیر آن مرد تبدیل کند. از مرد پرسید برای شرکت در سمینار جیم ران چه میزان هزینه باید بپردازد و از پاسخ آن مرد شوکه شد: " خدای من ۳۵ دلار؟؟؟!!! آن هم فقط برای یک شب؟! حالا میفهمم این مرد چرا اینقدر ثروتمند است."
اما تونی تصمیم گرفته بود در یکی از سمینار های جیم ران شرکت کند. کل پس انداز او ۴۰ دلار بود میخواست با آن برای دوست دخترش هدیه بخرد. با خودش فکر کرد که احتمالا جیم ران بیشتر از آن دختر بر زندگیش تاثیر خواهد گذاشت. از اینرو ۳۵ دلار از آن پول را داد ودر سمینار جیم ران شرکت کرد.
در آنجا حرف هایی شنید راجع به : بالا بردن سطح توقع ،اندیشیدن و رفتار مثبت، تعیین و رسیدن به اهداف. اینها حرفهایی بودند که تونی بسیار در کتاب ها خوانده بود اما این بار جیم ران بر باورهای تونی تاثیر گذاشته بود.هنگامی که سمینار را ترک میکرد چنان روحیه قوی و بالایی به او دست داده بود که فکر میکرد باید یک کار معنی دار انجام دهد. کاری بزرگ و باور نکردنی!وقتی به خانه برگشت در مورد تصمیماتش با مادرش حرف زد و مادرش با تمسخر گفت: " اگر جلوی دیگران این حرفها را بزنی آبرویت میرود. این یارو جیم ران باد به کلت انداخته ! تو هنوز وارد زندگی نشدی و آن روی سکه را ندیدی!"
او در مسیر رسیدن به اهدافش قرار گرفت و کار های مختلفی را از قبیل فروش روزنامه و مجله و سی دی در پیش گرفت تا اینکه برای بار دوم در سمینار جیم ران شرکت کرد اما اینبار قصد داشت از او تقاضای کار کند در زمان تنفس سراغ جیم ران رفت و گفت:"شما زندگی مرا تغییر دادید. میخواهم برای شما کار کنم."
او تونی را از سرش باز کرد و گفت که برای کار باید به یکی از مدیرانش مراجعه کند.تونی به سراغ یکی از مدیران فروش رفت و شرح ماجرا را بازگو کرد. آن مدیر گفت :" بسیار خوب میتوانی برای ما کار کنی اما ابتدا باید یک نمونه از تمام محصولات ما خریداری کنی."
تونی گفت:" باشه بعدا میخرم."
مدیر فروش گفت:"نه. تا وقتی همه را از ما نخریده ای نمی توانی برای ما کار کنی."
تونی پرسید که میتواند از شرکت وام بگیرد یا نه و او گفت :"نه . ما که بانک نیستیم!!!"
تونی عصبانی شد و فکر کرد که میخواهند پولش را از چنگش درر بیاورند.ولی بعد از کمی فکر کردن ، فهمید که باید راهی وجود داشته باشد.
چاره این بود که باید پول را قرض کندتا بتواند به استخدام جیم ران در بیاید.به سراغ تمام بانک ها رفت. یکی پس از دیگری.همه آنها دست رد به سینه اش زدند. اما او هیچگاه تسلیم نشد.او مصر بود که از جایی قرض کند زیرا این به آینده شغلی او بستگی داشت. در سومین مراجعه اش به یکی از بانکها ، یکی از کارمندان بانک به او گفت که اگر بانک با درخواست وام موافقت نکند ، خودش شخصا پول را به تونی قرض خواهد داد. و این را گفت زیرا تحت تاثیر تلاش و پشتکار تونی قرار گرفته بود. او به بانک فشار آورد تا با درخواست وام تونی موافقت کنند و آنها نیز قبول کردند. اکنون تونی پول لازم را داشت.
او معتقد است :
" اگر پیگیر باشید ، همیشه راهی پیدا میشود. "
تونی در اولین ماه استخدامش نزد جیم،رکورد تمام فروش ها را شکست. یک پسر بچه ۱۷ ساله چگونه با وجود رقبای با تجربه توانسته بود رکورد همه فروشها را بشکند؟
تونی معتقد است که این به دلیل استثنایی بودن او نبود بلکه به این علت بود که به ارزش محصولات و کارهای جیم ران عمیقا ایمان داشت.در حقیقت باور عمیق او به جیم ران بود که باعث میشد که محصولات او را به هر کسی که سر راهش قرار میگرفت بفروشد. کسی نبود که از کنار تونی رد شود و بلیط سمینار او در دستش نباشد. فروش تونی داشت سر به فلک میزد فقط به یک دلیل: " او دلش میخواست شاهد تغییر زندگی دیگران باشد. "
اگر کسی به تونی میگفت به علت بی پولی قادر به خرید محصولات نیست، تونی به او اعتراض میکرد :"شما متوجه این فرصت نیستید. من توانستم ۱۲۰۰ دلار از بانک قرض بگیرم در حالیکه هنوز به سن قانونی نرسیده ام و حتی یک نشانی ثابت هم ندارم. پس شما هم میتوانید."
تونی انقدر سماجت میکرد تا طرف تسلیم شود. برایش مهم نبود چند بار نه میشنود. حتی اگر مشتریش شش یا هفت بار نه میگفت باز هم به سراغش میرفت. او اعتقاد دارد :
" اگر بتوانید پنج یا شش نه را تحمل کنید،آنوقت قادرید ثروتمند شوید و میتوانید زندگی دیگران را نیز تغییر دهید. ولی اغلب افراد نمیدانند چگونه حتی از پس سه جواب نه برآیند. "
تونی عقیده داشت که نه همیشه به معنای نه نیست. نه فقط به این معناست که شخص هنوز کاملا به ارزش فرصتی که به او پیشنهاد شده پی نبرده است. استراتژی او این بود که که آنقدر به توضیح ادامه دهد تا طرف متقاعد شود. او صادقانه ایمان داشت که افراد میتوانند بهره زیادی از این محصولات ببرند. او کشف کرد که در حقیقت آنچه باعث عدم پذیرش افراد میشود ترس است.
تونی این ترس از ناشناخته ها را به عنوان عاملی در جهت تخریب زندگی افراد تعبیر میکند. از این رو کار او این بود که به افراد کمک کند تا بر ترس شان غلبه کرده ، به او اعتماد کنند و پیشنهاد او را بپذیرند.
او هر روز افراد زیادی را ملاقات میکرد و اثرات مختلفی بر آنها میگذاشت و معتقد بود:
هنگامی که دو نفر با هم برخورد میکنند ،آنکه اطمینان بیشتری برخویش دارد بر دیگری اثر میگذارد.
او کاملا اعتماد به نفس داشت و قبل از هر دیداری برای معرفی بارها با خود تکرار میکرد:"امروز من وظیفه دارم در بهبود زندگی به این فرد کمک کنم. خدایا ب من قدرت ، حرکت ، ایمان ،روی خوش و شجاعت عطا کن تا کاری کنم که این شخص بتواند تمام آرزو هایش را تجربه کند و به آنچه استحقاقش را دارد برسد. برای این منظور هر کار که لازم باشد انجام خواهم داد و به او کمک خواهم کرد که همین الان تصمیم بگیرد. "
و به این ترتیب تونی یک فروشنده استثنایی شد...
اینها مجموعه ای از نگرش و عملکرد آنتونی رابینز ، مرد بزرگ بزرگترین موفقیت های دنیاست. او ایمان دارد که با الگو برداری از الگو های موفق میتوان به موفقیت های مشابه دست یافت. موفقیت بهایی دارد که باید پرداخت تا به دست آورد. آیا برای به دست آوردن موفقیت های بزرگ حاضرید مانند تونی عمل کنید؟؟؟!!!
- آیا میتوانید آنقدر راسخ باشید تا نظرات منفی نزدیکان وافراد خانواده ( مانند مادر تونی) بر شما اثر نگذارد؟
- آیا برای رسیدن به خواسته تان به اندازه کافی اصرار می ورزید؟
- آیا حاضرید بهای موفقیت را بپردازید؟
- آیا ایمان دارید که اگر پیگیر باشید راهی پیدا میشود؟
- آیا به فرصتی که ارائه میکنید باور و ایمان دارید؟
- آیا ایمان دارید که فردی را که مشاوره میکنید با این کار میتواند به آرزوهایش برسد؟
- آیا توانایی شنیدن پاسخ نه را دارید؟
- آیا میتوانید " نه " حاصل از ترس را تشخیص دهید و باعث شوید افراد بر ترسشان غلبه کنند؟
- آیا میتوانید افرادتان را دائم پیگیری کنید.
- آیا ایمان دارید که کسی را که مشاوره میکنید حتما اینوست میکند؟
- آیا با یقین از موفقیت به مشاوره میروید یا با ایمان به اینکه پس زده میشوید؟
- آیا از دست دادن این فرصت را به علت پول نداشتن افراد از آنها می پذیرید؟
پاسخ هر کدام از این سوالات میتواند گوشه ای از میزان رشد یا عدم رشد هر فرد را در فرصتی که هم اکنون در مقابل داریم مشخص کند.
«اِ
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئلهآموز صد مدرّس شد
زمین در شبی دیجور از شبهای تاریخ غوطه ور است.
سفیران صبح که هر یکی پیغامی دیگر از ملکوت برای اسیران ناسوت آورده بودند، روی در نقاب خاک کشیده اند و شب پرستان بر اریکه های خالی آنان تکیه زده اند.کعبه، اوّلین خانه خدا بر خاک، موزه نمایش بت های رنگارنگِ سنگ و چوبپرستان است و میراث ابراهیم را در صندوقْ خانه های نسیان، به دست غبار غفلت سپرده اند...و محمّد صلی الله علیه و آله چهل ساله شده است.امشب در آن غار رازآلود چه خبر است؟خلوتهای محمّد در حرا به طول انجامیده است و قلب مهربان خدیجه را التهابی عجیب در خود فشرده است. محمّد صلی الله علیه و آله ، مُهر ختام طومار نبوّت و متمّم بیانیّه بلند رسالت است. از فردا محمّد (ص) آخرین سخنان خدا با آدمی را در گوش تاریخ فریاد خواهد کرد؛ آنچنان که پژواک جاودانه اش تا قیامت در رگ های هوا طنین بیندازد.
از فردا محمّد امین، رسول اللّه خواهد بود تا حقایق ازلی و ابدی را بار دیگر در راستای زمان منتشر کند.و اینک محمّد (ص) به شهر بازگشته است؛ با رعشه ای که از ملاقات با خدا در تار و پود روحش افتاده است . با چهره ای که از سرخی به شفق میماند و با کوله بار رسالتی که از هم اکنون بر پشتش سنگینی میکند . خدیجه! محمّد را با ردایی گرم فرو پوشان که از امشب، یتیم مکّه پدر تمام آدمیان گشته است.
سلام
مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد!

یا مقلب القلوب والابصـار یـا مدبر الیـــــل و النــــــــــهار
یا مـحول الحول والاحوال حوّل حالنا الــــی احسن الحال
لحظه تحويل سال 1378 هجري شمسي به ساعت رسمي جمهوري اسلامي ايران
ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه روز پنج شنبه اول فروردين 1387 هجري شمسي
جبرئيل امين (ع) شبي شنيد كه در عالم ملكوت طنين لبيك بلند است با خود گفت : اين كدام بنده ي خداجوئي است كه با تمام قوا و از صفاي دل خدا را مي خواند كه صداي لبيك او در عالم ملكوت پيچيده . هرچه به اين طرف و آن طرف عالم هستي نگاه كرد كسي را نيافت هرچه بيشتر جست عقده اش گشوده نشد به ناچار به درگاه حضرت حق رفت و گشايشي طلبيد خطاب از حضرت عزت رسيد كه اي امين حال كه بسيار مايلي بنده ي خاص ما را ببيني برو به بتكده اي كه در روم قرار دارد جبرئيل اطاعت كرد بدانجا شد ديد پيرمردي گبر در پاي بت زانو زده اشك مي ريزد گردن مذلت در برابر آن بت بيجان كج كرده و صنم صنم مي گويد.
جبرئيل را سوال پيش آمد عرض كرد الها پروردگارا معبودا اي پاسخ دهنده ي هر خواننده و هر خواهنده !! اين چه سري است كه پير مشركي در پاي بت با چنين حالي او را ميخواند و تو پاسخ مي گوئي ؟!!!فرمود : اي امين اين گبر مرا مي طلبد ولي اشتباه كرده و بت را من پنداشته من كه اشتباه نمي كنم .
واقف به درون و برون اويم
ما درون را بنگريم و حال را
ني برون را بنگريم و قال را
ناظر قلبيم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ نا خاضع بود
اي جبرئيل ما چراغ هدايت پيش راهش نهاديم تا او را از اشتباه در آوريم بنگر بنگر چه مي بيني ؟"!!!جبرئيل امين نگاه كرد ديد پيره صنم صنم گو صمد صمد مي گويد .
اي كه جـــان خيره را رهبر كني وي كه فلب تيره را انــــور كني
گــــرخطا گفتيم اصلاحش تو كن مصلحي تو اي تو خلاق ســخن
ديده اي بخشاي تا بينا شــويـــم دانشـــي آموز تا دانا شـــويـــم
عید غدیر؛ روز ولایت مبارک

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...
امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.( سوره مائده آيه 3)
عيد سعيد غدير خم
واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
FULL TIME اما بیکار!!!
چند روزه که یک چیزه جالب در مجموعه ام می بینم، خواستم با شما هم در میان بزارم.(البته تنها در مجموعه ما این مساله نیست و میدونم درد بیشتر شما در این کار همین بوده)هممون می دونیم که یکی از بزرگترین برتری های نتورک نسبت به کارهای دیگه اینه که "آدم ساعت کاریه خودش رو خودش تعیین می کنه" یا همون "Set your own time" اما دقیقا مشکل همینه!
نکته جالب اینه که خیلی ها رو می بینم که FULL TIME هستن، اما بیکارن!می دونید مشکل چیه؟! مشکل اینه که خیلی ها فکر می کنن وقتی ورودی هاشون رو گرفتن دیگه بازنشسته شدن! یا شاید هم زمانی که داشتن جلسه تعهد برگزار می کردن، کارشون فقط پیگیریه و کار دیگه ای ندارن! بعضی ها هم زمانی که جلسه هفتگی بهشون میرسه احساس بازنشستگی میکنن! دقیقا همین احساس رو اما کمی با شدت تر خیلی ها روی تعادل 100 دارن! خیلی ها هم به این احساس زیبا روی تعادل 200 و 300 میرسن! هستند کسانی که زمانی که اولین سقفشون رو می زنن فکر می کنن که دیگه مجموعه داره میره و دیگه خیلی زشته که بخوان کار کنن!و ...اما حالا واقعا شما می دونید که آدم کی قراره بازنشسته یا "بیکار" بشه؟!می دونید من خیلی به این مسأله فکر کردم. بذارید یک مثال براتون بزنم:
فرض کنید شما در یک ماشین خوب نشستید و دارید با سرعت 200 کیلومتر به سمت هدفتون حرکت می کنید. شما الان مشغول چه کاری هستید؟! شما فقط مشغول گاز دادن هستید. یعنی عملا تنها نیرویی که شما صرف می کنید، نیرویی است که شما با پای خودتون به پدال گاز وارد می کنید. حالا فرض کنید که شما این نیرو را وارد نکنید. یعنی پای خودتون رو از روی گاز بردارید. چه اتفاقی میفته؟با وجود اینکه ماشین شما با بیشترین سرعت به سمت جلو در حرکت است، اما کم کم از سرعت شما کاسته می شود و اگر به فکر دنده معکوس و گاز دادن نیفتید، شاید ماشین شما متوقف شود!
حالا فرض کنید علاوه بر اینکه پاتون رو از پدال گاز برداشتید، فرمان رو هم ول کردید. قبول دارید که باید خیلی شانس بیاورید که فاجعه ای اتفاق نیفته!
متأسفانه من خیلی ها رو می شناسم که این اتفاق براشون افتاده و البته باید بگم که متأسفانه خیلی هاشون علت وقوع این فاجعه رو به خیلی از چیزهای بی ربط، مربوط می کنن! مثلا یکی از معروفترینهاش شرکت هستش! یعنی Company رو مسئول می دونن!(دیگه لازم نیست زیاد توضیح بدم! چون یقینا خودتان یا براتون پیش امده یا همچین کسایی را در مجموعه دیدید)
تا اینجا در مورد آدمهایی صحبت شد که در ماشینشون نشستن و دارن با سرعت 200 کیلومتر جلو میرن. شاید بشه توجیح قابل قبولی در مورد این آدمها با ماشین آخرین سیستمشون آورد که چرا پاشون رو از روی گاز برداشتن، اما اگه بخواهیم در مورد خودمون صحبت کنیم، باید بگیم که خیلی از ما نه در یک ماشین درست و حسابی نشستیم و نه داریم با سرعت 200 کیلومتر گاز می دیم!
پس فکر می کنید چرا خیلی ها توی این شرایط پاشون رو از روی گاز بر میدارن؟!
اولین جوابی که به ذهن همه ما میرسه تنبلیه یا یک چیزی شبیه اونه!دومین جواب که شاید کمی هم خوشبینانه باشه اینه که شاید این افراد در این مرحله از کار نمی دونن که وظیفه اصلیشون چیه؟! می دونید اگه واقعا در این مرحله ای هستید که نمی دونید وظیفه شما چیست، بهتون پیشنهاد می کنم که به دنبال یک هم level مثل خودتون بگردید. خیلی ها این اشتباه رو می کنن که فقط بالاسری می تونه به من در این شرایط کمک کنه، اما به نظر من یک هم level خوب هم، میتونه شما رو در این سیستم جلو ببره!
چند تا سوال میکنم که براتون روشن بشه که همیشه کار برای انجام دادن هست:
1- آیا کتابهای "صفتهای بایسته یک رهبر" و یا "17 اصل کار تیمی" رو مطالعه کردید؟!
2- حالا که این کتابها رو خوندید، تا به حال نشستید با افراد سازمانتون در مورد مطالبش صحبت کنید؟!
3- آیا به کار کردن با کامپیوتر و یا خرید زدن و کار با تمامی قسمت های دفتر کاری را بلد هستید و روی انها تسلط کافی دارید؟!
4- آیا کاتالوگدار هستید؟اگر هستید آیا به تمام محصولات و plan مسلط هستید؟!
5- آیا دایرکتهای شما درست و مداوم پورسانت می گیرن؟! (می دونم که خیلی از شما جوابی برای این سوال ندارید!)
6- .....
در پایان فقط یک چیزمی خوام بگم. اینو بدونید که درسته که نتورک بهترین و لذت بخشترین کار دنیاست، اما اینو مطمئن اشید که خیلی کار بی رحمیه و توی این کار برای اشتباهاته کوچک مجبور میشید بهای سنگینی رو پرداخت کنید!پس حواستون به همه چیز باشه تا ماشینتون با سرعت هر چه تمام تر و به سلامتی به سمت هدفتون حرکت کنه!
مدیر وبلاگ مرجع وبلاگ های وست ویژن
شش دلیل جدید شکست افراد در نتورک مارکتینگ
همانطور که همه شما بهتر از من میدونید، هر کسی بنیان و زیر بنای سازمان خودش هست و سنگ بنای این بنیان، یعنی سنگ بنای هر کس،
اهداف او میباشد. به همین دلیل در ابتدای شروع این تجارت توسط هر کسی، روی اهداف او خیلی تمرکز میشود وگاهی وقت زیادی صرف میشود تا افراد هدفمند شوند!!! البته گاهی دیگه بعضی از بالاسریها اینقدر شورشو در میارن که من یک بار مجبور شدم بگم بابا اهداف را ول کن برو پرزنت بزار!!!خوشبختانه قسمتی از Training ها که درباره علت نیاز به هدف مندی و روش هدف گزاری بوده، به خوبی در مجموعه منتقل شده، بنابراین از این بخش میگذریم. اما چیزی که میخوام بگم، نا گفته های بخش هدف است. البته من سعی کردم این مشکلات را فقط در قالب مثال برایتان ملموس کنم.خوب بريم سر اصل مطلب :
1) توقف مطلقا ممنوع
هنگامی که از منزل خود به سمت مقصد مشخصی حرکت میکنید، تا قبل از رسیدن به اتوبان، چند دقیقه ای را در کوچه و خیابانها می گذرانید و میتوانید برای خرید یا موارد دیگر توقف کوتاهی داشته باشید و فرصت دارید مسیر اصلی خود را انتخاب کنید.
اما از زمانی که وارد اتوبان میشوید، دیگر فرصت و مکانی برای توقف وجود ندارد و چاره ای جز با سرعت پیش رفتن ندارید. در این تجارت هم بعد از شروع به کار، مکانی برای توقف وجود ندارد . اما گاهی برای اصلاح مسیر، باید مسافت زیادی را طی کنید تا به یک دور برگردان برسید یا اینکه پلی به کمک شما بیاید و بتوانید مسیر خود را عوض کنید. آیا شده به دلیل حواس پرتی یک خروجی را رد کنید، و به دلیل سرعت زیاد نتوانید مسیر جدید را به موقع انتخاب کنید و خروجی های دیگر را هم از دست بدهید؟ گاهی افراد برای پیروزی در مسابقه هدف، عجولانه و بدون صرف وقت کافی برای تعیین مسیر، وارد اتوبان میشوند تا با سرعت حرکت کنند. گاهی میگن دنبال ماشین های جلویی میریم، گاهی هم کتاب نقشه شهر رو باز میکنیم و بزرگترین مقصدی رو که میشه رو نقشه دید رو انتخاب میکنیم و میگیم خودشه و گازشو میگیریم. مثلا میگیم من یک فراری میخوام و یک ویلا در جزایر اسپانیا! این میشه هدف زندگی من! راستی آیا همانجایی هستید که روز اول برای آن برنامه ریزی کردید؟ مخصوصا حضرات دارای تعادل بالا .!!!2) مسیر یک طرفه
هنگامی که در اتوبان حرکت میکنید، فرصت دنده عقب رفتن یا به چپ و راست پیچیدن ندارید، اتوبان يك راه بیشتر ندارد،
مستقیم. اگر به ترافیک یا تصادف برخورد کنید، میتوانید از رفتن به طرف مقصد منصرف شوید و برگردید، در این صورت وقت و انرژی خود را در ترافیک از دست نداده اید اما در عوض به مقصد هم نرسیده اید. تنها راه برای رسیدن به هدف، حرکت به سمت آن است. وقتی نقطه شروع و پایان یکی باشد، احساس پوچی آغاز میشود و ... . گاهی هم افراد در اتوبان ها گیر می افتند یعنی چنان محو لذت رانندگی میشوند که با سرعت از کنار هدف خود میگذرند و هدف خود را فراموش میکنند. آیا شده یک روز کامل را رانندگی کنید بدون اینکه کاری انجام بدهید و شب دوباره به خانه برگردید؟3) احتیاط
گاهی چه در اتوبان و چه در خیابانها، باید کمی احتیاط کرد، مثل این علامت که میگه به طرف مقابل راه بده . قوانین رانندگی برای امنیت ما وضع شدند، مثلا اگر در خیابانی در لاین مخالف حرکت کنید یا چراغ قرمز را رد کنید، به جای رسیدن به مقصد، راهی بیمارستان میشوید. شاید گاهی قوانین کمی خشک یا بیرحمانه باشند، آیا تا به حال پشت چراغ قرمز طولانی گیر کرده اید که درآن چهار راه ماشینی تردد نکند؟ در این لحظه دو انتخاب دارید، یکی اینکه چراغ قرمز را رد کنید و دیگری اینکه منتظر بمانید.اگر به قوانین احترام نگذاریم و چراغ قرمز را رد کنیم، چه کردیم؟ زودتر به مقصد رسیدیم؟ عجب نتیجه خوبی! اما فراموش نکنید، پدری که هر شب بعد از خوش گذرانی به خانه رود، در واقع به پسر خود یاد میدهد که وقتی مرد شد باید در مقابل همسر و فرزندش چگونه عمل کند! فراموش نکنید که به فرزندان خود یاد میدهید که قوانین به راحتی قابل نقض شدن هستند و فرزندان شما حق دارند برای منافع شخصی خودشان قوانین را نقض کنند. شاید برای شما بین رد کردن چراغ قرمز، رانندگی با حد اکثر سرعت و یا رانندگی در لاین مخالف تفاوت زیادی وجود داشته باشد، اما برای فرزندانتان خیلی تفاوتی نخواهد داشت، هر سه به مفهوم زودتر رسیدن هستند و اونها یاد گرفتند به هر روشی زودتر برسند چون ما به اونا یاد دادیم. یادمون نره ادعا داریم موج سومی هستیم.
4) روابط مالی ناسالم ممنوع
به نظر میرسه همه میدون که نباید با مجموعشون، چه بالاسری و چه زیر مجموعه ها رابطه مالی برقرار کرد، پول قرض نداد و نگرفت اما چند نکته رو اضافه کنیم.نزول به هر شیوه و روشی ممنوع،
نزول کردن/دادن پول، کاملا و به شدت اشتباه است. شخصا آدمهای زیادی رو دیدم که به عنوان نزول خور تباه شدند و یا نزول خورها، زندگیشونو ازشون گرفتند.در این زمینه مطالب خجالت آوری میشنوم. مثلا با کسی که زیر مجموعش برای خرید پول نزول کرده بود برخورد کردم و ازش توضیح خواستم، در جواب گفت من تشویقش نکردم، فقط گفتم راستی فلانی برای وارد شدن پول نزول کرده! و بعد زیرمجموعه من رفت پول نزول کرد و خرید کرد پس من بی تقصیرم! خدا رو شکر اغلب بچه ها به حلال و حرام اعتقاد دارند، آیا کسی هست که دلش بخواد در این تجارت پول دربیاره و بعد پولشو خرج درمان و بیمارستان خودش و خانوادش بکنه؟ همه میدونیم مهم نیست ما چی میگیم و یا چی نمیگیم، مهم اینه که تو دلمون چی میگذره! آیا ممکنه من به کسی که میخواد خرید کنه بگم راستی فلانی رفته پول نزول کرده البته کار خوبی نکرده ولی در عوض همین هفته 6 تا ورودی گرفته، دلم پاک باشه و نخوام طرف را برای نزول کردن، زیرکانه و بدون پذیرش هیچ مسئولیتی قلقلک بدم؟ البته بعضی ها به جای پول نزول کردن، یک مبایل رو چکی میخرند و نقد میفروشند، سوال مهم اینجا اینه که قصد این کار چی بوده؟ آیا موبایل برای احتیاج خریداری و بعد به هر دلیلی فروخته شده یا قصد تهیه پول برای ورودی بوده؟ خودمونو که نباید گول بزنیم.یادمون نره داریم به فرزندانمون چی یاد میدیم، هر وقت پول خواستی برو با بهره نزول کن! امیدوارم کسی پیدا نشه که بگه ما هر کاری که بکنیم جلو بچه هامون نمیکنیم که یاد بگیرن، همیشه اثر تفکر و تاثیر عملکرد انسان به جا میمونه و منتقل میشه، چه بچه ها ببینن و چه نبینند.5) دورغ گفتن ممنوع
بعضی ها به جای راست گفتن، چپ میگن! یادمون باشه اولین اصل این تجارت، صداقت است. اون موقع که ما کار میکردیم با بهترین دوستامون کار میکردیم و آیا کسی راضی میشه برای پول درآوردن به بهترین دوستاش دروغ بگه؟ دروغ های زیادی رو شنیدم. مطالب راجع به شرایط کار شنیدم که شاخ در آوردم . ما حق نداریم حقیقت رو به عنوان رازهای بین لیدرها پنهان کنیم! افراد حق دارند که شرایط واقعی را بدانند و بتوانند با چشم باز تصمیم گیری کنند.باب شده برای ورودی گرفتن، تعادل های سال دیگشونو میگن. مثلا یکی
تعادلش 750 است میگه من تعادلم 2000 است و الآن 3 ماهه رو سقفم! یا من تو مجموعم افراد رو یک هفته ای یا یک ماهه به سقف میرسونم. بعد تازه به زیر مجموعه هاشون هم یاد میدن که این کارو بکنند! نتیجه این میشه که هر کسی برای یک ورودی گرفتن حاضر است هر دروغی بگه، مثلا ما تنها دست اصولی ایرانیم، ما بهترین دست ایرانیم، دست قوی فقط و فقط خودمونیم، بقیه همه اشتباه کار میکنند و 1000 تا از این حرفا. دور از جون ما همه عضو یک بدن به اسم نتورک هستیم. پیشنهاد میکنم اگر کسی از تعادل خودش یا بالاسریش تعریف کرد، تا خودتون Genealogy اون شخص رو ندیدین باور نکنید. البته جنبه ها و روشهای دیگه ای هم هست، مثلا تا کسی 1.000.000 تومان پورسانت میگیره و میتونه پول پیش پرداخت خرید یک ماشین رو بده، سریع میره ماشین میخره و به همه میگه من 3 هفته ای با پولی که در آوردم ماشین خریدم! و اینطوری ورودی میگیره. خدا نکنه یکی از این افراد Fail شوند چون دیگه نه راه پس دارند نه راه پیش.آیا میتونید توقع داشته باشید که بعدها ار فرزندانتون حرف راست بشنوید؟6) هدف های احمقانه ممنوع
در
CD های آموزشی یاد گرفتیم که هدف چقدر مهم است اما اغلب ما روش تعیین هدف درست رو فراموش کردیم. در يكي از سي دي ها میگه هدف درست هدفیه که از Knowledge و Wisdom یعنی از خرد و فرزانگی بدست بیاد. متاسفانه دیدم که تازگیها، این بخش حذف شده و هدفها از روی خرد و فرزانگی ساخته نمیشه و فقط از روی غریضه ها و کمبودها ساخته میشه که نتایج وحشت ناکی داره.کسانی وجود دارند که
10.000،000تومان در آوردند اما 30.000،000 تومان بدهکار هستند! آیا میدونید چرا؟ کسانی هستند که از دست بستگان خود شکایت کردند و حتی حاظر هستند برای به زندان انداختن بستگانشان، خودشان هم به زندان بروند. آیا میدانید چرا؟ کسانی که با قصد و نیت درست هدف گذاری نکرده باشند، برای رسیدن به هدفشون حاضرند از هر وسیله ای - مثل دروغ گقتن - استفاده کنند یا کارهای بدتری بکنند، ما به عنوان بالاسریها، چقدر مقصر هستیم؟ آیا هدف گذاری ابزاری است برای کمک به انسانها که در مسیر درست حرکت کنند، یا ابزاری شده برای ما تا بتونیم حسابی زیرمجموعه هامونو تحریک کنیم و چنان احساساتشو نو انگولک کنیم و به جوش بیاریم که مثل یک موجود روانی وارد جامعه بشوند و به جون بقیه آدمها بیفتند؟ جلسات ما همیشه با عشق و شور و هیجان شروع میشد و به پایان میرسید اما الآن بعضی ها در جلسات تحقیر میشوند و گاهی ...!به این دلیل روی فرزندان تاکید کردم، زیرا فراموش نکنید این یک تجارت
Nurturing یا پرورشی است و ما کشاورزیم نه فروشنده. یک کشاورز به مزرعه و گندم های خود، مانند فرزندانش نگاه میکند. اگر این متن رو قسمت به قسمت، از آخر به اول بخونید متوجه میشید که همه قسمت ها مربوط به بخش هدف و نحوه رسیدن به هدف میشود. انسان حق ندارد برای رسیدن به هدفش دیگران را قربانی کند و به هر قیمتی هدفش رو بدست بیاورد. اگر مقصد و هدفمون سالم و پاک باشه از ابزار نا سالم و نادرست استفاده نمیکنیم.انسانها در مسیر زندگیشون، در سر دو راهی ها، یک مسیر رو انتخاب میکنند و به حرکت ادامه میدهند و به ندرت پیش میاد که پشت سرشون رو نگاه کنند و دوباره بخوان برگردند و مسیر دیگری رو انتخاب کنند. ادعای ما اینه که نتورک بهترین تجارت دنیا است، و همه را وادار میکیم که بر گردند و دوباره برای زندگیشون تصمیم بگیرند، شاید خودمون هم باید به عقب بر گردیم و روش کاریمون رو اصلاح کنیم. با روش فعلی پول خوب در میاد، اما به چه قیمتی؟ چه بهایی می پردازیم تا به چه هدفهایی برسیم؟ وقتی سنگ بنا درست نباشه، یک نفر برای یک 3-3 اضافی، دوستشو در سمت چپش میزاره و برادر دوستشو سمت راستش و برای همیشه در یک خانواده اختلاف ایجاد میکنه. یا یک نفر برای اینکه سقف درآمدش بالابره، اسم خودشو به عنوان معرف زیرمجموعه زیرمجموعه هاش وارد میکنه یا کسایی که به سقف میرسند چون ما بهشون یاد دادیم که به نتورک فقط به صورت ابزاری برای پول درآوردن نگاه کنند، به راحتی وارد نتورک های دیگه میشوند تا چند تا جایگاه هم در اون نتورکها به سود برسونند و بیشتر پول در بیارند و میافتند به جون بچه های مجموعه خودشونو و دوستاشون و...اما خوشبختانه در وست ويژن راهكاري هم براي همه انها گذاشته شده به عنوان مثال :
- كساني كه همزمان در نتورك هاي ديگه همراه با وست ويژن فعاليت ميكنند بلاك ميشوند تا از بروز مشكلات اين چنيني جلوگيري شود .
- پلان فرهنگي را گذاشتيم تا ديگر كسي از روي بي اطلاعي و يا دروغ بالاسري ها عده اي را با وعده هاي دروغ وارد اين تجارت نكند .
- قانون كنسل را گذاشتيم تا افرادي كه به هر دليل مثلا با دروغ شخص معرف مبني بر اينكه ما بهترين هستيم با ما فلان تعادل را داريم يا فلان كس نفر
nام كمپانيست يا من دو هفته اي ماشينمو خريدم , كار ,كار راحتيست احتياج نيست كاري بكنيد , تو بيا 2 نفرت با من و... مبادرت به گرفتن ورودي ميكنند ديگر نتوانند به اين هدف شوم خود دست بيابند .پس يادمون باشه كه اين تجارت
" روش سريعي براي پولدار شدن هستش , اما روش يك شبه پولدار شدن نيست ." نسبت به كار هاي ديگه كه مثلا 30 سال طول ميكشه كه به يك درامد ايده ال برسيد در اين تجارت حداقل 1 سال يا يك دوره 5 ساله لازم است تا به موفقيت برسيد . بنابر اين بايد سازماني بسازيد كه بتوانيد درامد دائمي داشته باشيد نه كوتاه مدت . من خودم در وست ويژن كسي را ميشناسم كه حدود 125 ميليون درامد داشته و ان را در مدت يكسال بدست اورده ولي الان كه بهش ميگم چه خبر؟ بهم ميگه كه من درامد زيادي ندارم (البته منظورش اين بود كه درامد هفته اي 6 تومانش شده 3 يا 4 تومان ).من در جريان كارش بوده ام و ميدانم كه چگونه فعاليت ميكرده دست هايي داشته كه فقط ورودي مي گرفته اند و روي تعادل 400 يا 500 قفل ميشدند چون هيچ اموزشي در كار نبود و حتي خريد ان نفر 400 ام را اولين شخص يا به اصطلاح شخصي كه تعادل 400 را داشته ميزده و هيچكس ديگري غير از او بلد نبوده كه خريد بزنه حالا بگيد كه چرا شركت اومده پلان فرهنگي گذاشته؟ اينها نمونه هايي بود كه من ديده بودم و از اين نمونه ها به وفور يافت ميشد .مدير عامل شركت هم براي اينكه جلوي اين حوادث را بگيرد پلان فرهنگي را راه اندازي كردند . خوب بايد به ايشان حق بدهيم چون ما امده ايم كه بمانيم نه اينكه برويم و براي ماندن بايد چاره اي انديشيده ميشد .براي كساني هم كه ميگويند اين چيزا به ما مربوط نميشود بگويم كه فكر كنند خودشان يكي از افرادي بودند كه در يكي از اين مجموعه هاي غير اصولي خريد ميزدند اونوقت چه احساسي داشتيد؟ پس خواهشا ديگه اعتراض نكنيد . در مقابل كسي ديگر را ميشناسم كه كراسلاين شخص قبليست و 32 روزه گلد شده و الان هم روي سقف در امدي هستش و مجموعه اي قوي درست كرده كه به طور اصولي فعاليت ميكنند و الان هم بيش از 150 ميليون درامد داشته و دارد . چون ويژنش 25 سال سقف درامد بود نه پلاتين شدن و نه رويال و نه درامد روزانه 200 يا 300 هزار تومان . پس فراموش نكنيد" نتورك راه سريعي براي پولدار شدن نيست ولي روش مطمئني براي پولدار شدن است " پس سازماني بسازيد كه پولدار شدن شما را در اينده تضمين كند.من در اين راه از تجربه هاي زيادي برخوردار شدم و با افراد زيادي روبرو شدم كه هر كدام به نوعي فعاليت كرده اند و رفته اند به طور مثال :شخصي در مجموعه بود كه ادعا داشت كه
"هيچ ابر قدرتي نميتواند من را از وست ويژن جداكند" ولي دقيقا بعد از 1 ماه ديگر هيچ اثري از او نبود . يا اشخاص ديگري كه ادعا داشتند كه اگه دولت جلوي گلد كوئست را نگرفته بود من ال ميكردم من بل ميكردم .كلي حرف هاي ديگر , و خوشبختانه دكتر بابايي و وست ويژن با ماندگاري خود و راهي كه پيش روي ما گذاشتند كه خيلي هم نسبت به كوئست هموارتر بود به خيلي از اين افراد ثابت كردند كه شما فقط حرف ميزنيد و حتي اگر كوئست هم بود شما نميتوانستيد كاري بكنيد . چون كسي كه نتونه سيلور 60 توماني بفروشه نميتونه UV 500 $ بفروشه .خلاصه ببخشيد كه سرتان را درد اوردم .چون لازم ميدانستم كه اين مطالب را براي شما بازگو كنم تا شمايي كه تازه وارد هستيد بدانيد كه الان چقدر راه براي شما هموار است و يا كساني كه ميگويند كه پلان فرهنگي براي چيست؟ يا بلاك براي چيست؟ بدانند كه دليلش چه بوده و تا حدودي از مشكلاتي كه خود اعضا خواسته يا نا خواسته براي شركت به وجود اورده اند با خبر باشيد تا اينقدر به محصول و استراتژي گير نديد و كار خودتان را بكنيد و مطمئن باشيد كه
" زمان همه چيز را درست خواهد كرد " البته با كمك و همكاري شما بازاريابان محترم شركت بين المللي وست ويژن اينترنشنال .و اين را بدانيد كه هيچ تغييري بي حكمت نيست و همه تلاش مدير عامل و مسئولين شركت وست ويژن در راستاي اعتلاي ايران اسلامي و سربلندي بيشتر در بازارهاي جهاني و براي هموار كردن راه براي شماست .منتظر اخبار جديدي از سوي كمپاني بزرگ وست ويژن باشيد
قدرت ضمیر ناخودآگاه
قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.
"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت
مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.
عملکرد ضمیر ناخودآگاه
ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.
در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست میشود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.
یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.
ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود. لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.
یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه ی کارها را به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.
نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.
کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خوآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.
یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.
فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.
باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند
با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید. ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منسه ظهور برسانید.
به امید رسیدن شما به بهترین ها
مدیریت مبتنی بر هدف
پیتر دراکر فیلسوف و نظریه پرداز نظریه مدیریت بر مبنای هدف را در جامعه ای ارائه کرد که فرد گرایی و واقع گرایی و از سوی دیگر میل به موفقیت و کامیابی از جمله ویژگیهای زیر بنایی بارز و روحیات غالب مردم آن به حساب می آید . دلیل اصلی چنین واقعیتی را در کشوری چون ایران با فرهنگی متفاوت نمی توانم به راحتی توجیه کنم اما واقعیت آن است که...
ادامه مطلب
امروز با کسب اجازه از لیدر محترم خود تصمیم به درج اخبار و شواهد موجود در مورد موج جدید يا اينوست ها گرفتم . اينوست ها شايد بتوانند كوتاه مدت جواب بدهند ولي مطمئنا ارزش يك عمر بد بختي را ندارد.
در مدت اين 2 سال و نيم كه شركت وست ويژن تلاش ميكند تا صنعت نتورك را از حالت موج منفي به موج مثبت تبديل كند . كه خوشبختانه در اين راه تا حد زيادي موفق هم شده است. دوباره دشمنان سعي دارند با اوردن موج به اصطلاح جديد خودشان دوباره موجي منفي ايجاد كنند.
من وظيفه خود ميدانم اين اطلاعات را در اختيار شما قرار دهم . در انتها تصميم با خودتان است كه ميخواهيد جزء اكثريت شكست خورده باشيد . كه به قول خودمان نتورك زده شده اند . يا تصميم ديگري بگيريد.
با درايتي هم كه از جناب اقاي دكتر بابايي سراغ داريم و در همايش اصفهان به ان اشاره شد . مطمئن باشيد ديگه اين موج , مانند موج قبلي فجيح و منفي نميشود . چون نميتوانم مستقيم به اصل مطلب اشاره كنم خواهش ميكنم روي اين جمله تامل كنيد . اگر باهوش باشيد منظور من را ميفهميد . البته كساني كه در همايش اصفهان امده بودند تا حدودي مطلع هستند . مديران وبلاگ هايي هم كه به گردهمايي امده بودند هم كه ديگه خودشان ميدونند من راجع به چي صحبت ميكنم.
چند وقتي است كه بنده مطالعاتي را راجع به اين شركت ها كه بعد از پايان يافتن كار سوييس كش در ايران , شروع به كار كرده اند انجام داده ام و به نتايج جالبي دست يافته ام كه اگر بشنويد . ديگه حاضر نيستيد اگر شركتي ماهيانه 100% هم سود بدهد ريسك كنيد و بخواهيد در ان عضو شويد.چون همان يكماه هم براي رفتن كافيست.
اين مطلب ادامه دارد ...
بعد از گردهمایی وبلاگ نویسان اخبار متعددی از وبلاگ ها به سمع و نظرتان میرسید . هر کسی به نوعی از قلم خود راجع به همایش گزارشی تحویل داد و از قرار و مدار هایی که هرکدام از مدیران در این همایش گذاشته بودند سخن به میان امد . تغییرات زیادی را در نحوه ی بیان مطالب , كاركرد وبلاگ ها , و حتي تغييرات ظاهري در نوع قالب وبلاگ ها را هم مشاهده مشاهده كرديد . كه از اين جمله تغييرات ميتوان به تغيير قالب وبلاگ هاي كاشان وست نام برد و همچنين وبلاگ خودم كه باتوجه به درخواست مديران وبلاگ ها مبني بر اينكه كد راست كليك باعث اذيت شدن انها در موقع لينك دادن مطالب ميشود اين كد نيز از وبلاگ ما حذف شد . تغييرات در نحوه ي نوشتاري وبلاگ ها مانند وبلاگ تيم اصفهان مسترز تيم را مشاهده كرديد . و حالا تيم وست ويژن تبريز با تغييرات اساس و خلاصه يك خانه تكاني اساسي و با قدرتي بيشتر شروع به كار كرده است و ميتوانيد اولين مطلب راجع به تحولات جديد اين وبلاگ را در زير مشاهده كنيد :
اگر به پیشرفتها و افتخاراتیکه وست ویژن در این سالها بدست آورده نگاه کنید خواهید دید اینها در سایه مدیریت دانا و توانای آقای دکتر بابایی بدست آمده است اما چون این مدیریت به تنهایی بوده و کسی هم نیست که با خلوص نیت یار و یاور این مدیر دلسوز باشد برای همین گاها شاهد مشکلاتی میشویم که حتی بعضی از این مشکلات حادّ هم شده و حل نمیشود و در بسیاری از موارد حتی بنده شاهد بوده ام که آقای دکتر بابایی از وجود این مشکلات بی اطلاع هم میباشند.
حال به نظر شما چه کار باید کرد؟
همگی میدانید که با یک دست نمیتوان چندین کار را یکجا انجام داد اما اگر همگی دست در دست هم دهیم آنوقت همه کاری میتوانیم انجام دهیم.هر کسی بسته به تواناییها و استعدادها و امکانات خود میتواند به آقای دکتر بابایی کمک نماید تا وست ویژنی ساخته شود که در دنیا لنگه ندارد. کمک کردن این نیست که فقط بنشینیم و از کسی تعریف کنیم بلکه کمک کردن این است که با تمام وجود دست به یاری برداریم و در بعضی مواقع انتقاد بهترین کمکی است که میتواند انجام داده شود.
برای همین بنده از امروز نه تنها از وست ویژن تعریف و تمجید خواهم کرد و از کارهایی که آقای دکتر بابایی برای وست ویژن و حتی ایران انجام داده اند به تحلیل در خواهم آورد بلکه سعی خواهم کرد انتقاداتی از وست ویژن هم داشته باشم و مشکلات را از طریق وبلاگ خود به گوش آقای دکتر بابایی برسانم.
اگر قبلا از وست ویژن فقط تعریف میکردم و هیچ انتقادی نمیکردم به خاطر این بود که فکر میکردم لیدرها و کارکنان شرکت همه مشکلات را به گوش آقای دکتر بابایی میرسانند ولی بعد از گردهمایی و نیز بعد از آنکه در همایش امسال تبریز با خود آقای دکتر بابایی صحبت کردم فهمیدم که خیلی مسایل است که آقای دکتر بابایی به خاطر فشار کاری بیش از حدّ و نیز به خاطر اینکه اطرافیان ایشان نمیخواهند آقای دکتر بابایی بیش از این فشار کاری داشته باشند به اطلاع ایشان نمیرسانند و اینها باعث میشود مشکلات ایجاد شود و حل نشده باقی بماند.
دوستان عزیز اگر شما نیز میخواهید شرکت وست ویژن، بخصوص آقای دکتر بابایی را مورد حمایت قرار دهید از نق زدنهای بیهوده دست بردارید و با ما همراه شوید و اگر مشکلی دارید که تا به حال حل نشده است میتوانید از این پس در قسمت نظرات با توضیحات و مشخصات کامل به ما برسانید و ما نیز سعی خواهیم کرد جواب قانع کننده ای برای شما پیدا کنیم و اگر جواب قانع کننده ای نداشتیم از طریق وبلاگ به اطلاع آقای دکتر بابایی خواهیم رساند.
برای جهانی شدن باید همگی دست در دست هم دهیم تا وست ویژن را به همگان معرفی نماییم.
حالا ميرسيم سر وبلاگ خودم كه به نظر همه پر حاشيه ساز ترين وبلاگ وست ويژن از نظر مديران ديگر وبلاگ ها بود .الان هم يه برنامه ي ديگه دارم.شايد براي شما سوالي پيش امده باشد كه چرا من مطلبي راجع به اخبار گردهمايي وبلاگ نويسان درج نكردم؟!! بايد به اطلاع شما برسانم بنده با توجه به قرار و مدار هايي كه در گردهمايي گذاشتيم تمام اخبار را اماده كرده بودم . ولي متاسفانه اينجانب مراتب اعتراض خود را با درج نكردن اخبار گردهمايي به اطلاع عموم ميرسانم.
دليل اعتراض:
وبلاگ همكار عزيزمان The Best Of Leaders همانطور كه خودتان ميدانيد اين وبلاگ , وبلاگ اصلي خود شركت ميباشد كه هميشه اول از همه اخبار داخلي را منتشر ميكند . بنده به 2 دليل نسبت به اين وبلاگ معترض هستم .
1- به دليل پست پوشش خبري از گردهمايي كه خودشان يهتر ميدانند و بارها به اطلاع ايشان رساندم ولي هيچ فايده اي نداشت.
2- اگر ما وبلاگ نويسان شركت هستيم چرا نام وبلاگ هاي ما در لينك پيوند هاي روزانه اين وبلاگ وجودندارد؟
از دوستان و بازديد كننده هاي محترم هم كه از وبلاگ بازديد مينمايند خواهشمندم براي وبلاگ ما حاشيه سازي نكنند وفكر نكنند كه خداي نكرده ما با كسي يا جايي مشكل داريم . چون اگر كمي تامل كنند ميبينند كه با انتقاد است كه زمينه ي رشد وشكوفايي فراهم ميشود . ودليل من براي اين كار هم فقط ذكر اين نكته بود و دوستان هم كه با ما در همايش اشنايي دارند و مطمئنا دليل اين كار من را درك ميكنند .
از دوستان خواهشمندم با نظرات خود ما را ياري نمايند.
۱- هدفها و ارزشها Purpose and Values
۲-تواناسازی Empowerment
۳- روابط و ارتباطات Relationships and Communication
۴- انعطاف پذیری Flexibility
۵- عملکرد بهینه Optimal Performance
۶- شناخت و قدردانی Recognition and Appreciation
۷- روحیه Morale
در ادامه مطلب « ویژگی های تیم با عملکرد عالی » به تشریح هر یک از ۷ ویژگی ارائه شده می پردازیم :ادامه مطلب
ديگران را همانگونه كه هستند بپذيريد
مردم می توانند رفتارها و احساسات مختلفی نسبت به اطرافیانشان نشان دهند.گناه، عصبانیت، تقصیر، خشم، ترس، حسادت، و گوشه گیری نمونه هایی از این احساسات هستند. آدم های شاد و خوشبخت نیازی نمی بینند که چنین احساساتی از خود نشان دهند. آنها می دانند که بیشتر این احساسات موقتی هستند و به میزان استرس، درگیری ها یا آسیب های فردی بستگی دارند. انسان های خوشبخت دلیلی نمی بینند که بخواهند عمداً به دیگران درد و رنج وارد کنند. آنها لازم نمی بینند تا با حس غرور و خودپسندی خود، دیگران را تحت کنترل خود درآورند.
ادامه مطلب
كنترل احساسات در محل كار
همه ی ما با افرادي روبه رو شده ایم که کنترل احساساتشان را سر کار از دست می دهند، درها را می کوبند، سر همکاران یا مشتریان فریاد می زنند و چیزهایی میگویند که خیلی زود پشیمان می شوند. ... اشخاصی را دیده ایم که در جلسات کاری نمیتوانند جلوی عصبانیت خود را بگیرند چون با عقاید و نظراتشات مخالفت شده است یا اینکه فرد دیگری را به جای آنها نشانده اند.
از وقتی بچه بودیم به ما می گفتند "مثل یک مرد رفتار کن" و جلوی فوران احساساتت را بگیر، حال می بینیم که بسیاری از همکارانمان سر کار به خاطر عدم توانایی در فرو نشاندن خشم و عصبانیت و احساساتشان دست به از بین بردن خود و اعتبارشان می زنند.
در اینجا می خواهیم به نکاتی اشاره کنیم که با کمک آنها می توانید جلوی احساسات منفی و عصبانیت هایتان را سر کار بگیرید و همچنان موفق سر کار خود باقی بمانید.
ادامه مطلب

فرا رسيدن عید سعيد فطر را به شما مهمانان الهي تبريـك و تهنيت میگوئیم
شانه به شانه صف مي كشند. دستهاي نياز كه به سمت آسمان بلند مي شود. زمزمه اللهم اهل الكبرياء والعظمه و اهل الجود و الجبروت و... اوج مي گيرد. احساس مي كني پاهايت از زمين خاكي جدا شده و در فضاي ديگري سير مي كني. فضاي خلوص، تسليم و تقوا. اين حس، پاداش يك ماه روزه داري خالصانه متقين است كه نصيب مومنين حقيقي مي شود.
شيريني كه به دهان مي بري و كامت در روز عيد شيرين مي گردد نشانه اين است كه در مابقي ايام سال نيز بايد به شيريني ها، خوبي ها و خلوص رمضان وفادار بماني. اجازه نده كه تلخي گناهان ريز و درشت دامن زندگي و ثانيه هايت را بگيرد. خوب بودن فقط مختص يك ماه نيست. خوب بودن را در سراسر زندگي به همراه داشته باش.
اللهم اني اسئلـك خير ماسئلـك به عبادك الصالحون و اعوذبـك مما استعاذ منه عبادك المخلصون
داستانی از نو...
درود بر تمام هموطنان گرامی و همکاران عزیز در تجارت الکترونیک
باز هم از گوشه کنار اخباری به دست میرسد که حاکی از جنب و جوشی تازه برای راه انداختن دامهایی برای سرمایه گذاران ایرانی است.
در این میان شگفت بسیار ما از اینوستی است که خود را ایرانی لقب میدهد و با همان سبک و سیاق نتورکی و همان بازار گرمی قانونی نشان دادن خویش سعی در موجه نشان دادن خود دارد.
سایتی که می خواهم در موردش با شما بگویم سایتیست با فرنام :
http://www.invitingint.com/ که ما با پیشینه اش آشنا هستیم این سایت در زمانی که آمگا بر روی کار آمده بود با تقلیدی بسیار روشن وخیلی بد شروع به کار کرد و دستبندهایی با همان ویژگیها محصول خویش قرار داد و استارت زنندگان آن بیشتر افرادی بودند که آ ان بی را راه اندازی کرده بودند هد این سیستم یوسف شجاع بود که قبل از این یکی از سرشاخه های آ ان بی بود که همگی از عاقبتش باخبر هستید که درست به مانند سوییس کش شد و یک روز دیگر سایتش بالا نیامد و برای همیشه بسته شد اینوایتینگ در همان موقع بعد از فعالیتی بسیار کوتاه به ورشکستگی و شکست در آمد.یکی از مواردی که در همان روزها بسیار به آن تکیه می کردند این بود که پشت سر این سیستم نادر جواهریان است که اگر این ضمانتی برای یک سیستم بود هیچ وقت آسو با بودن مهندس مدنی و یا آ ان بی با وجود فلان تاجر بزرگ فرش و خیلیهای دیگر به چنان درماندگی دچار نمی شدند ... و باز هم اینوایتینگ اینبار با چهره ای متفاوت بر روی کار آمده اینبار خود را اینوست قانونی ایرانی معرفی کرده !!!!!!!!!!!!!! و باز هم همان حرفهای پیشین که عمده آنها این است که شرکت ما به ثبت رسیده ... گرامیان اجازه بفرمایید تکلیف این حرف را یک بار برای همیشه روشن کنیم ... هر کسی باداشتن یک عدد کپی شناسنامه و کارت ملی و داشتن صد هزار تومان ( برای باز کردن حساب شرکت ) می تواند به خیابان میرداماد نبش مدرس اداره ثبت شرکتها مراجعه کند و شرکت مورد نظر خویش را به ثبت برساند ... پس این صحبت دیگر ارزشی برای مشروعیت بخشیدن ندارد . موارد زیر هم پیوست به موارد بالا اظافه می کنم :
۱: اگر مدیریت اینوایتینگ مدیریتی درست بود بار نخست بیشتر از یک ماه دوام می آورد.
۲: ما اسم آقایان جواهریان را بسیار شنیده ایم اما چرا هیچ کسی تا بحال شخص ایشان را ندیده !!!
۳: رسیدی که ادعا می کنند که با امضا آقای جواهریان به سرمایه گذاران داده می شود بعد از رویت یکی از وکلای دادگستری به صراحت گفته شد که این رسید هیچ سندیتی و هیچ ضمانت قانونی که کسی بنواند بر آن استناد کند ندارد و بهتر بگویم ارزشی در حد یک کاغذ معمولی دارد . ( شما هم بپرسید )
روزی در روزها گذشته در روزهایی که اینوایتینگ تازه به راه افتاده بود از یوسف شجاع پرسیدم شما فکر میکنید که تا به کی سیستمتان به کار ادامه دهد ایشان به عنوان نفر اول اینوایتینگ گفتند یک سال !!! اما به یک ماه هم نکشید.اینبار دوباره سوالم را تکرار می کنم فکر می کنید سیستمتان تا کی دوام بیاورد ۲ سال ؟ ؟ ؟ ؟ ... ... !!!
آنچه باعث ميشود كه ديگران ما را بپذيرند و دوست بدارند رفتار بر پايه توقعات آنهاست.ليدري كه مايل است با زير مجموعه هاي خود رابطه خوبي داشته باشد بايد رفتاري در پيش بگيرد كه بخش عمده توقعات آنها را برآورده سازد. بسياري از صاحبنظران بر اين باورند كه ليدرها ميتوانند با رعايت چهار نكته مهم زير در رفتار با زير مجموعه هايشان پاسخگوي توقعات آنها باشند در واقع ميتوان گفت كه اين چهار نكته بعنوان پايه هاي اساسي ايجاد روابط خوب ميباشند.
ادامه مطلب
لزوم داشتن هدف ازدیدگاه ویکتور فرانکل!انسان در جستجوی معنا...
وجدان:يكى از مفاهيم اصلى انديشه ويكتور فرانكل، مفهوم وجدان است.او وجدان را نوعى معنويت ناخودآگاه تلقى مى كند كه متفاوت با ناخودآگاه غريزى فرويد و ديگران است. وجدان عاملى در ميان عوامل ديگر نيست بلكه قلب و هسته وجودما وسرچشمه هويت شخصى ماست.فرانكل در اين باره مى گويد: «انسان موجودى مسؤول است، او از لحاظ وجودى مسؤول است. مسؤول وجودخويش.»
ادامه مطلب
لزوم داشتن هدف از دیدگاه ویکتور فرانکل!فرار از اردوگاه مرگ !انسان در جستجوی معنا ...
یکی از افرادی که لزوم داشتن هدف را برای انسان به بهترین شکل تشریح نموده
دکتر ویکتور فرانکل است.

ویکتور فرانکل در ۱۹۰۵ در وین بهدنیا آمد. او در ۱۹۴۹ از دو دانشگاه وین و آدیتشنالی موفق به گرفتن درجهٔ دکترای اعصاب و روان شد. در ضمن او از ۱۲۰ دانشگاه در سراسر جهان دکترای افتخاری گرفت.
فرانکل به علت یهودی بودن در سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ به وسیله نازیها ابتدا در آشویتس و سپس در داخائو زندانی شد. تجارب او در این اردوگاهها موجب شد مکتب جدیدی را در روانشناسی بنیانگذاری کند که معنا درمانی یا لوگوتراپی نامیده میشود.
او پس از پایان جنگ دوم جهانی ریاست بخش اعصاب بیمارستانی در وین را به عهده گرفت و به مقام استادی دانشگاه در رشتهٔ عصبشناسی و روانپزشکی نایل آمد. در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ استاد داشنگاه بیناللملی سن دیهگو بود و نظریه معنا درمانیاش در میان روانشناسان و روانپزشکان پیروان زیادی دارد.
فرانکل در سپتامبر ۱۹۹۷ در سن ۹۲ سالگی در وین درگذشت.
ادامه مطلب
از امروز دوباره ما امدیم با یک مطلب زیبا و جالب البته کمی پیشرفته
LEADERSHIP
لطفا برای خواندن مطلب به ادامه مطلب بروید
این مطلب تکمیلی همراه با مطلب انچه یک لیدر باید بداند از دوست خوبم مدیر وبلاگ اصفهان مسترز تیم میباشد
ادامه مطلب

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
ان شـــب قدر که این تــازه بـــراتم دادنـــد
این وبلاگ به احترام این شب های پر فیض و برکت به مدت ۵روز
آپدیت نمیشود از دوستان و همکاران گرامی التماس دعا داریم
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوستان
۸۶/۷/۸ تا تاریخ ۱۳/۷/۸۶
بسياري از افراد ادعا مي كنند كه وقت آنها به هدر نمي رود و ابراز مي دارند كه:من خيلي سازمــاندهي شده كار مي كنم،مي دانم كجا مي روم، مي دانم چكار مي كنم و... اگر شما واقعاً و صادقانه جزء اين دسته از افراد هستيد بايد بگوييم كه در گروه اقليتي جاي گرفته ايد.خيلــي از مردم نسبت به روزهاي بدون بهره وري (بي حاصل) خود بي تفاوت هستند در حالي كه همگي مايل هستيم كارهاي بسياري را در يك روز انجام دهيم، ولي معلوم نيست كارهايمان چقدر ارزش داشته و بر چه اساسي اولويت بندي شده اند و چقدر وقت بايد صرف آنها كنيم.
ادامه مطلب
چه چیزی مردم را وامیدارد که رهبری کسی را بپذیرند ؟
پاسخ را باید در خصوصیات شخصیتی اشخاص جستوجو کرد.
ازجمله مواردیکه در لیست رهبران خبره به چشم میخورد ، عبارتند از:
تمرکز
(Focus):چگونه میتوان هوش و حواس خود را روی یک نقطه متمرکز کرد و رهبری کارامد و موثر شد؟ این دری است که با دو کلید باز میشود:
الف) تعیین اولویت
ب) تمرکز
ادامه مطلب
بسیاری از ما پس از پایان روز با نگاه مختصری که به فعالیت های روزانه خود می اندازیم مشاهده میکنیم که علیرغم گذراندن ساعتها، کار خاصی انجام ندادهایم.اصطلاح نه چندان درستی که بنام مدیرت زمان جا افتاده به ما یاد میدهد که چگونه بهترین استفاده را از وقت و زندگی خود بعمل آوریم. چرا این اصطلاح خیلی درست نیست؟ زیرا زمان متغیری نیست که قابل مدیریت باشد بلکه این ما هستیم که باید رفتارهای روزانه خود را مدیریت کنیم.در هر صورت برای مدیریت بهتر فعالیتها در طول روز باید نسبت به آنها شناخت کامل داشته باشیم، همانطور که یک مربی تیم فوتبال برای مدیریت تیم خود باید نسبت به افراد تیم و بسیاری موارد دیگر شناخت حاصل کند.
یکی از قسمتهایی که باید از آن شناخت کافی داشته باشیم، مواردی است که باعث اتلاف وقت ما طی روز میشود. با شناخت از آنها میتوانیم آنها را از فعالیت روزانه حذف و یا به گونهای مدیریت کنیم که کمترین وقت را از ما بگیرند
ادامه مطلب
نخستين کليد آن است که بدانيد چگونه با ياس و دلسردی مبارزه کنيد.
دومــــين کليد آن است که از پاسخ منفی نهراسيد.
سومــین کلید آن است که بتوانید فشارهای مالی را تحمل کنید.
چهارمین کلید آن است که به آسایش خاطری که بدست میآورید قانع نباشید.
پنجمــین کلید آن است که همیشه بیش از آنچه میگیرید بدهید.
قدم نخست: معیارهای خود را بالا ببـــرید.
قدم دوم: عقاید زیانآور را تغییر دهـــــــید.
قدم سوم: شیوه معمول کار را تغییر دهید.
و همیشه به یاد داشته باشید:
«ایجاد روندها چیزی به جز رهبری نیست»
«زندگی خود را به صورت شاهکاری بیهمتا درآورید»
«اگر فکر کنید پیروز میشوید یا شکست می خورید در هر صورت حق با شماست»
«
آنچه سرنوشت ما را تعیین میکند، شرایط زندگیمان نیست بلکه تصمیمهای ماست»قرن بيستم را به خاطر فزوني جنگ، تورم، انفجار جمعيت، افزايش بيكاري، مهاجرت، از هم گسيختگي خانواده ها، قرن اضطراب ناميدند و انسان دنياي امروز هنوز مسايل قرن بيست را حل نكرده بودكه به قرن بيست و يك، عصر فروپاشي مرز هاي ارتباطي و اطلاعاتي رسيد .
عصري كه رشد ماهواره و اينترنت و رويارويي با حجم وسيع اطلاعات درست ونادرست، موقعيت ها و بحرانهاي بيشماري را براي انسان امروز به ارمغان آورده است، به طوري كه عليرغم تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه هاي زندگي بسياري از افراد در رويارويي با مسايل روز مره از تواناي هاي لازم و اساسي، خود را بي بهره مي پندارندو همين امر آنان را در مواجهه با مسايل و مشكلات زندگي روزمره آسيب پذير كرده است. افزايش آمار خودكشي و طلاق، فرار از خانه و يا پناه بردن به الكل و موادّ مخدّر بيانگر آن است كه مبتلايان به آنها توانايي مقابله ي سازگارانه با مشكلات را نداشته اند .
آموزش مهارتهاي زندگي براي مقابله و سازگاري صحيح با مسايل و مشكلات روز مره و بهبود زندگي فردي و اجتماعي انسان امروز، بخش مهمي از برنامه درسي اكثر نظامهاي آموزشي دنيا ميباشد كه خوشبختانه در چند سال اخير در كشور ما نيزآغاز گرديده است .
هدف از آموزش "مهارتهاي زندگي" ارتقاءسازگاري فرد، ابتدا با خودش، سپس با ديگران و محيطي است كه درآن زندگي مي كند .
ادامه مطلب
قابل توجه بعضی از لیدر ها و تازه وارد های محترم
این قصه رو برای کسانی گذاشتم که فکر می کنند در یک شرایط سخت و طاقت فرسا و عذاب آور قرار دارند! و همچنین لیدر های خودم که به نظر من اونها لیدر نیستند لودر هستند و فقط به فکر منافع خودشون هستند و الان بعضی هاشون تو سویس کش هستند و بعضی هم دارن تخم مرغ می فروشند.اینها بودند که برای من روزی از هدف صحبت می کردند.
حالا هم به جناب اقای دکتر بابایی می گویم که دست شما درد نکنه همین جور سایت را بسته نگه دار تا برگ های زرد درخت بریزند.و دوست از دشمن شناخته شود.ولی من تا اخرش در کنار شما و وست ویژن هستم .چون من به شما اطمینان کامل دارم. 
لطفا نظر خودتان را در این باره بیان کنید
ادامه مطلب
ده عادت بد در سخنراني
سخنرانان، ميتوانند بدترين دشمنان خود باشند. اغلب تجار حرفهاي، با موقعيتهايي بهرو ميشوند كه در آنها بايد تلاش كنند كارمندان، مشتريان يا همكاران خود را مخاطب قرار دهند و براي آنها به بهترين نحو ممكن سخنراني كنند. گاهي تعداد شنوندگان آنها يك تن و گاهي هزار نفر است.كارماينگالو، نويسنده كتاب «ده راز ساده بزرگترين تجار جهان» در كتاب خود ده عادت بد سخنراني را كه مانعي بر سر راه برقراري ارتباط بين سخنرانان و مخاطبانشان است، معرفي كرده است.
ادامه مطلب
هميشه كاري را كه شروع مي كنيم به اتمام برسانيم
مراقب اطراف خود باشید و همه چیز را زیر نظر بگیرید. خیلی بد است، اما بچه ها باور کنید من امروز حالم خیلی گرفته شده. ماشینم را به کارواش بردم تا به خیال خودم تمیز شود و برق بیفتد. آنها ماشین را به طور دستی شستند تا مبادا دستگاه های شستشو رنگ اتومبیل من را نبرند.
به هر حال، کارکنان آنجا همیشه کارشان را عالی انجام می دادند، اما مدتی است که صاحب قدیمی ملک را به یک فرد کودن واگذار کرده و متاسفانه این افراد حتی نمیتوانند یک رومیزی را تمیز کنند چه برسد به یک ماشین لوکس و تجملی.
دلیل عصبانیت من از این قرار است که وقتی برای تحویل ماشین در محل حاضر شدم، متوجه شدم که آنها قسمت های ریزی را از قلم انداخته اند، که اگر بخواهم آنها را نام ببرم باید بگویم: کل در سمت راست، چرخ ها، و از این گذشته لکه هایی هم بر روی کل شیشه جلو....به چشم می خورد و تازه دو برابر نیز از من پول گرفته بودند. خوب خودتان قضاوت کنید؛ به همین دلیل سرشان داد و بیدا کردم و آنها هم تمام اشکالات را برطرف نمودند، اما به راحتی 20 دقیقه از وقت گرانبهای مرا تلف کردند.....
ادامه مطلب
ادامه مطلب
چهار چوب های ذهنی چه هستند؟میزان موفقیت عموما در هرنوع پارادایم براساس توانایی حل مسائل به کمک قوانین صورت می گیرد.
اما تعریف چهارچوب ذهنی یا به عبارتی پارادایم چیست؟ پارادایم از ریشه کلمه لاتین به معنی الگو و مدل گرفته شده است. یک پارادایم یا چهارچوب ذهنی مجموعه اصول و قواعدی است که " دو" کارانجام می دهد...
ادامه مطلب
چند نکته دربارهي نحوه برخورد با مشتريان ناراضي حتماً بارها در هنگام کار با افرادي روبرو شده ايد که به علت نامعلوم رفتاري توهين آميز و ناسزاوار از خود بروز مي دهند. شما را تهديد مي کنند و مي خواهند شما را بترسانند و تمام روز شما را خراب مي کنند. |
|
در برخورد با چنین افرادی چه باید کرد؟ |
ادامه مطلب
زماني که سر آشپز معروف گوگل ، چارلي آيرز Charlie Ayers معروف به شف چارلي، در سال 1999 در گوگل استخدام شد کارمند شماره 40 بود و تنها براي کمتر از 50 گوگلر غذا مي پخت اما در ماه مه 2005 که گوگل را - بمنظور تاسيس تعدادي رستوران زنجيره اي ارگانيک و با سرمايه و کمک مالي ميليون دلاري ساير کارمندان گوگل - ترک مي کرد براي بيش از 1500 نفر غذا سرو مي کرد.
ادامه مطلب
كار تيمي؛ تضمين موفقيت هر سازمان
اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد!
چالشهای بزرگ کار تیمی بزرگ می طلبد و ضروری ترین صفتی که تیم را در کارهای دشوار موفق می سازد همکاری تؤام با همدلی است. توجه کنید که نگفتم همکاری، زیرا همکاری تؤام با همدلی بسی فراتر از همکاری است. همکاری یعنی اینکه با توافق با یکدیگر کار کنیم. همکاری تؤام با همدلی یعنی اینکه با دل و جان با یکدیگر کار کنیم. اعضای تیم های همدل عالمی دیگر دارند. هر یک از آنها با جانمایه ای به تیم می پیوندند که مناسبات را تحکیم می بخشد و بر نیروی آن می افزاید. حاصل جمع کار تیم همدل از حاصل جمع کار تک تک آن بیشتر است. چهار تحول باید رخ دهد تا همکاری اعضای تیم همدلانه شود:
ادامه مطلب
تحقیقات به ما نشان می دهد که فقط %3 از مردم برای خود هدف تعیین می کنند و این افراد هم معمولاً جزء ثروتمندترین افراد هستند. اما چرا باید این آمار اینقدر پایین باشد؟ دلایل مختلفی برای آن وجود دارد اما دلیل که ما می خواهیم به آن بپردازیم، این است که مردم معمولاً نمی دانند که چطور باید اینکار را انجام دهند یعنی نمی دانند چطور باید برای خود هدف تعیین کنند.
ادامه مطلب
ديشب داشتم تو اينترنت وبگردي ميكردم كه به اين عكس پر معنا و مفهوم برخورد كردم.از دوستان عزيز و بينندگان وبلاگ خواهش مي كنم نظرات خود را در مورد اين تصوير در قسمت نظرات همين پست بيان كنند .

حقیقت مسئله این است که هر کسی با یک دهان و تارهای صوتی می تواند با دیگران حرف بزند. می تواند اینقدر حرف بزند که به کلی خسته و درمانده شود. درمورد همه چیز می تواند حرف بزند. می تواند ادعا کند که بهترین است، می تواند تهدیدتان کند یا حتی فحش و بد و بیراه نثارتان کند.
می تواند دروغ بگوید، راست بگوید، فریبتان بدهد یا قصه هایی را از خود ببافد که حقیقت نداشته است، مگر اینکه بتواند حرف هایش را با عمل ثابت کند.
ادامه مطلب
چگونگي ارائه انتقادات سازنده
در موقعیت های مختلف گاهي ناچار به انتقاد کردن از دیگرانید. باید همه ی تلاش خود را بکنید تا انتقادتان سازنده باشد تا بر فرد مورد نظر تاثیر بگذارد. در اینجا به راهکارهایی اشاره می کنیم که به شما کمک خواهد کرد انتقاداتی ارائه دهید که نه آنقدر بی فایده و بیهوده باشد و نه باعث رنجش فرد مقابل شود. خصوصیات شخصیتی فرد را نادیده بگیرید
اگر می خواهید انتقاد شما سازنده و تاثیرگذار باشد، باید تا می توانید از دخالت دادن خصوصیات شخصیتی فرد مورد نظر در انتقاد خود خودداری کنید. اگر بخواهید کمبودها و نقص های او را وارد جریان کنید، تصور خواهد کرد که قصد خوار کردن شخصیتش را دارید و توجهی به حرفها و انتقادتان نخواهد کرد. و علاوه بر اینکه از شما کینه به دل خواهد گرفت، به قول معروف، انتقادتان را نیز از یک گوش گرفته و از گوشی دیگر بیرون خواهد کرد. با اینکه دشوار است، اما باید تلاش کنید که تا می توانید شخصیت فرد را از کارش جدا کنید.
ادامه مطلب
دوست داريد فكر اطرافيانتان را بخوانيد؟
آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم ميتوانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روانشناسي بهترين فرهنگ نامة آدمشناسي را برايمان ميگشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار ميشود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست كه به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان ميشود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت ميشود.
هر چه بهتر و كاملتر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان ميرساند و باعث تعالي افكار و رفتارمان در زندگي ميشود.
ادامه مطلب
تا حالا شده تو زندگیتون آرزو کنید جای شخص دیگه ای باشید؟ مثلا جای فلان دانشمند، فلان نویسنده، فلان آهنگساز یا بازیگر مشهور، فلان آدم پولدار و میلیونر و...و کلا کسانی که به دلایلی معروف و یا مشهور شده اند؟
حالا ادامه مطلب را بخونید تا جواب خودتان را بگیرید
ادامه مطلب
چقدر حساب سرمایه مان را داریم؟!
حتما شنیدید و می دونید که سرمایه اصلی ما در این کار زمانه. نمی دونم چقدر ریشه ای به این قضیه فکر کردید و چقدر این مساله براتون درونی شده و تا چه حد واقعا بهش اعتقاد دارید که حقیقتا سرمایه ما زمانه؟ اگه یه مقایسه ای بین سرمایه خودمون و سرمایه سرمایه داران مشاغل سنتی داشته باشیم، شاید بهتر بتونیم قضاوت کنیم که آیا به این قضیه واقعا اعتقاد داریم یا نه. آخه، کارهای سنتی برای ما بیشتر قابل لمس و باوره. شاید به این خاطر باشه که هنوز کاملا پارادایم ها و الگوهامون تغییر نکردند (در این صورت مراجعه شود به CD پارادایم شیفت! البته این بار با دقت و عمیق تر مشاهده شود، لطفا!!)
بگذریم؛ مثلا بیایید کار خودمون رو با کار یک بیزینس من مولتی میلیون دلاری که صادرات و واردات انجام میده مقایسه کنیم ....
ادامه مطلب
از آنجا که سازمان ها حوزه ی خود را بین جمعیت های مختلف گسترده اند، مدیریت اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. مدیران امروزی با اعضاء گروه مختلفی روبه رو هستند که ممکن است متعلق به محل ها و فرهنگ های مختلفی باشند و سوابق و گذشته های متفاوتی داشته باشند.
جمع و جور کردن و درست کردن تیم ها و گروه های مختلف، از جمله مهارت های باارزشی است که مدیران در پی کسب آن هستند. برای انتخاب فردی برای کاری یا پروژه ای، اینکه بدانیم فرد موردنظر قابلیت کار به صورت گروهی را دارد یا خیر، اهمیت زیادی دارد. در این مقاله می خواهیم به مدیران کمک کنیم تا راه های ساختن و جمع و جور کردن یک تیم گروهی را بیاموزند. با ما همراه باشید.
ادامه مطلب
دانش + عمل
همانطور که می دانید داشتن اطلاعات، نقش مهمی در موفقیت کاری هر شخص دارد. سعی کنید همیشه به اطلاعات و منابع مورد نیاز در کاری که انجام می دهید دسترسی داشته باشید. دانش تخصصی، یکی از گامهای مهم در رسیدن شما به ثروت است، ولی دانش به خودی خود اسباب تنعم نمی شود، مگر آنکه به کمک برنامه های عملی مشخص، این دانش سازمان گیرد و به سمت هدف قطعی کسب درآمد هدایت شود. بی توجهی به این حقیقت علت سردرگمی میلیونها نفر انسانی بوده است که گمان می کنند : « دانش قدرت است ». هرگز چنین چیزی نیست. دانش در نهایت « قدرت بالقوه » است و تنها زمانی به « قدرت بالفعل » تبدیل می شود که آن را به شکل برنامه ای قطعی در راستای هدفی معین، هدایت و عملی کنیم.
و اما در نتورک...
درسته که برای تعادل زدن در نتورک باید در جلسات حضور پیدا کرد. در مورد سیستم و جوانب مختلف کار اطلاعات کامل و به روزی داشت، ... . ولی توجه داشته باشید که سیستم، فقط به کسانی که تعادل می زنند پورسانت می دهد. یادتون باشه نباید زیاد هم در مسیر غرق شد، طوری که هدف خود را فراموش کنیم. داشتن اطلاعات کاری، از حفظ بودن جزوه و نکات CD ها، دوره کتابهای قورباغه و پنیر و حکایت و راز شاد زیستن و...، از بر بودن تمام سخنرانیها بسیار مفید و موثر هستند، اما آیا تا حالا فکر کردید که ما آموزشها را به چه منظوری می بینیم؟ آیا به این منظور آموزش می بینیم که قراره چند وقته دیگه امتحانشو از ما بگیرن؟! و اگه از حفظ نباشیم مردود و یا تجدید میشیم؟!!! تازگی ها هم که بعضی از دوستان کاردرست ما، سی دی های رندی گیج و دکتر آزمندیان و ... رو از آخر به اول حفظ می کنند بعضی هم جملات آنها را طبق دقیقه و ثانیه سی دی حفظ می کنند (مثلا دکتر آزمندیان در سی دی جمعه ۲۷ بهمن ۸۵، و در دقیقه ۲۸ از این سی دی فلان جمله را گفت!!!) و جالب اینجاست که اگر کسی اطلاعات آنها را در موارد مذکور نداشته باشه، واقعا تاسف می خورن به حالش که این بیچاره هنوز مونده تا پارادایم شیفت بشه، درسته که تعادلش مثلا ۵۰۰۰ هستش اما چه فایده که نمی دونه آنتونی رابینز در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۰۶ در سخنرانی خود چند بار سرفه کرد و چند بار دستهاشو به طرف راست خودش خم کرد!!!![]()
اینها خرید نمیاره عزیز من، باید کار کرد. پاشو! پاشو کاری کن.
چگونه یک مدیر موثر باشیم
بدون در نظر گرفتن سن يا تجربه می توان با در نظر داشتن فنون ضروری، مديری موثر بود. يك مدير خوب هميشه چند راه ويژه برای ايجاد روابط كاری تاثيرگذار با گروه خود دارد. امروز استفاده از اين فنون را در دفتر خود آغاز كنيد و كارمندانتان از شما سپاسگزار خواهند بود.
ادامه مطلب
گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده را تهیه کنید.
گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
گام3:وان حمام را پر از آب گرم و صابون کنید ، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق و استراحت از خود دور کنید.
ادامه مطلب
امروز یه روز خوب برای منه میدونید چرا؟
اگه نمیدونید به ادامه مطلب بروید تا بفهمید....
ادامه مطلب
روشهاي عذرخواهي
وضعيت اينگونه مي باشد: سكوت، جوابهاي سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پريشـان خـاطـري، در ايـن شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد، رك بگوييـم، ديگر فكري بنظرتان نميرسد و نمي دانيد چه بكنيد. عذرخواهی از همسر یا نامـزدتان ممكن است مشكل بنظر برسد بخصوص زمانی كه بر سر موضوعی با هم چندین بار مخالفت كرده باشید. ممكن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبینید و شاید هم هركاری را كه فكر میكردید به او میفهماند از كرده خود پشـیـمـان هستید را انجام داده اید.
در این قسمت چندین روش جهت عذرخواهی مطرح شده است كه تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضیه خاتمه خواهد داد.
ادامه مطلب


چند نکته دربارهي نحوه برخورد با مشتريان ناراضي 