تبليغاتX
مرجع وبلاگهاي كمپاني وست ويژن اينترنشنال - کجا رفتند ان. . . ؟
86/08/10 ساعت 17:30

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

           بزرگی گفت اگر به دنبال آرامش بودید ، نباید در قرن بیستم به دنیا می آمدید .

وست ویژن کجا بود و حالا چه شد ؟ روزهای اول را وقتی به یاد می آورم هم خنده دار است هم گریه دار وقتی جعبه تحویلی که درون آن ساعت بود از مقوای پودر لباسشویی تهیه شده بود به دستمان می رسید انگار تمام دنیا را به ما داده بودند و یا وقتی غزال گردن شکسته را دست میزدیم انگار غزال اصیل ایرانی را در آغوش گرفته ایم و خوشبخت ترین آدمیان هستیم سه تار برایمان هدف بود و وقتی فرش دستباف را به زیرمان می انداختیم انگار سوار بر قالیچه پرنده علاالدین شده ایم و چنان با فخر به دیگران نگاه میکردیم که گویی همه چیز داریم ....... البته اینان را مدتها پس از خرید ، سعادت لمس نصیبمان می گشت ......

حال ولی چه داریم ، یک سیم کارت بین المللی ٬ دستگاه VOIP با قابلیت زیاد ، کارت اعتباری که در بیش از 17 میلیون دستگاه خود پرداز قابل استفاده می باشد ، شاهراه الکترونیکی را برای اولین بار در اختیار داریم محصولاتمان به صورت لحظه ای قابل تحویل میباشد و ...........

خوب همین ......واقعا" چه چیزهای با ارزشی در اوایل کار داشتیم و الان چه چیزهای بی ارزشی ....، مدیریت شرکت به قول آن دوست عزیز مستعفی هسته ایمان ، " در غلتان را داده و آب نبات چوبی گرفت " .

به نظر خیلی از متفکران! آسو خوب بود چون روز اول زمین ( البته روی هوا ) میداد و روزهای آخر عمر ٬شارلاتان عزیز توالت فرنگی  و یا کوئست که روزهای اول سکه طلا می داد و روزهای وسط سکه هایی که به درد بازی کودکانه می خورد ، یا شاید هم inb که از سماور برقی شروع کرد و به کاسه و بشقاب ملامین رسید و یا .......

کجا رفتند آسویی ها ، طوبی ها ، inb ها٬ سوئیس کش ها و .......پس چرا صدایشان را در گلو نمی اندازند و فریاد نمی کشند ، کجا رفتند آنهایی که در مکتب ما بودند و رفتند ، نمک خوردند و نمکدان شکستند از درون ما به نان و نوایی رسیدند و در هتل مارلیک دم از قانونی بودن زدند ، پس کجائید؟؟   

چرا نمی بینید برخی به دنبال توالت فرنگی هستند ، چرا نمی شنوید؟ مدنیستها بپا خیزید . دوستمان اشتباها" گفت: " آسو را باید کشت " ، آسو باید زنده بماند تا هم کیشان خود را در اطراف خودش جمع کند ، آسو باید زنده بماند تا بزن در رو ها راحت نفس بکشند . کوئست را هم باید از گور در آورد تا جیب برهای اتو کشیده داخلی با تاءسی از آن ور آبی ها با جو مارکتینگ و مهمانی های آنچنانی پول به جیب بزنند . چرا زبان به کام گرفته اید ؟

کدامیک از رقبا به سراغ تکنولوژیهای روز رفتند  کدام یک دیگر حرفی برای گفتن دارند اصلا" کدام یک دیگر نفس می کشند ؟

همه رقبا فرار کرده اند یا اگر بخواهیم خیلی تخفیف بدهیم کنار رفتند .

چند روز پیش وقتی با دکتر بابایی صحبت میکردم ایشان از صحبتهای برخی از مدیران فروش دل شکسته بودند و گفتند : " به کسانی که زیاد حرف می زنند بگویید که ما ظاهرا" نمی توانیم کار کنیم و مدیریت بیش از این هم نداریم از کسانی که فکر می کنند از من بهتر هستند دعوت می کنم بیایند و کار را انجام بدهند " .

انصاف هم چیز خوبی است آخر مگر یک انسان چقدر تحمل دارد ، بی انصاف ها کداممان آستین بالا زدیم و گفتیم " دکتر کجای کار کمک می خوای ما هستیم " نشستیم کنار گود گفتیم " لنگش کن ".

در جایی که کار اقتصادی کردن خود کشی است و همه دنبال خالی کردن زیر پای دیگری هستند و از وجود بقیه فقط در جهت سود خودشان استفاده می کنند ٬ انصافمان کجاست؟این همه  شرکتهای بازاریابی شبکه ای آمد و رفت،خوب فکر کنیم کدام یک ماند؟؟؟

 

                                           علی کاراندیش

نوشته شده توسط ARTIN | لينک ثابت | موضوع: